مهمان گرامی خوش آمدید، جهت عضویت در سایت و دسترسی به کلیه امکانات آن لطفاً کلیک کنید
نقش ما در گرایش گیاه خواری
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 از مجموع 7
Like Tree15Likes
  • 4 Post By Moh3n
  • 2 Post By yasaman1178
  • 2 Post By Shadow
  • 4 Post By yasaman1178
  • 3 Post By Moh3n

موضوع: نقش ما در گرایش گیاه خواری

  1. #1
    عضو فعال و صمیمی تالار گیاهخواری
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    هرمزگان
    ارسال ها
    100
    تشکر
    317
    تشکر 521 بار در 92 پست

    پیش فرض نقش ما در گرایش گیاه خواری



    مطمئنا همه ی ما برای گیاهخوار شدنمون دلایلی داشتیم. اگه از نقطه نظر اخلاقی گیاهخوار شده باشیم احتمالا مهر و محبت و یا منطق خاصی نسبت به حیوانات در ما وجود داشته که چشممون رو بر رنج و کشتارشون نبستیم و اگه به دلیل وجود مضرات گوشت اون رو از سفره هامون حذف کردیم حتما برای سلامت جسممون ارزش خاصی قائل بودیم.
    اما در خانواده های ما اعضای خانواده و در جامعه طیف عظیمی از مردم به چنین گرایشی نرسیدند.
    چه عاملی باعث شده که از بین اون ها تنها ما به دلایلی برسیم که به سمت گیاهخواری سوق داده بشیم؟
    منطق و قدرت تفکر ما؟ روحیه ی حساس و لطیف ما؟ شرایط تربیتی و زندگي ما در خانواده و جامعه؟ یک اتفاق و تلنگر مثل خوندن اتفاقی یک مطلب در مورد گیاهخواری و یا آشنایی با یک دوست گیاهخوار؟ و یا هر عامل دیگه ای که بتونیم تصور کنیم؟
    فکر می کنید اگه نقش عوامل وراثتی(شرایط ذهنی، جسمی و ...) و محیطی(شرایط خانواده و جامعه و ...) که خارج از اختیار ما از بدو تولد بر ما تحمیل میشند رو نادیده بگیریم، آیا در گیاهخوار شدنمون نقش خاصی داشتیم؟ اگر داشتیم چه اندازه و چطور؟
    البته طرح این پرسش محدود به گیاهخواری نمیشه و گیاهخواری در اینجا صرفا یک نمونه ست.

    فروگنیسم، اندیشه ای مبتنی بر احترام به حیات انسان، حیوان و گیاه:
    http://fruganism.ir

    آرشیو شعر با موضوع طبیعت، محیط زیست و حیوانات:
    http://naturepoetry.ir

  2. کاربران : 12 تشکر کرده اند از شما Moh3n برای ارسال این پست سودمند:

    Anti Vivisection (14-04-2013),baher (13-04-2013),DiakoFeiz (19-07-2014),farzaneh (14-04-2013),Führer (13-04-2013),hadi000 (14-04-2013),hr67 (13-04-2013),Shadow (14-04-2013),The Almighty (17-04-2013),نسیم م. (14-04-2013),yasaman1178 (13-04-2013),رامین58 (13-04-2013)

  3. #2
    ( Super Moderator ) مدیر ارشد تالار . بخش جامعه و خانواده
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    ارسال ها
    1,463
    تشکر
    5,150
    تشکر 10,491 بار در 1,474 پست

    پیش فرض

    موضوع جالبی رو مطرح کردی محسن جان
    اتفاقا این سوالیه که منم گاهی از خودم پرسیدم!
    در خیلی از موارد از جمله همین گیاهخواری که مثال زدی ...جالبه که گاهی حتا در یک خانواده دو نفر که از یک زیربنای فرهنگی برخوردارند در مواجهه با این موضوع واکنش های کاملن متفاوتی بروز میدن... مثلن ممکنه دو برادر که تحت یک شرایط تربیتی بزرگ شدن و اختلاف سنی کمی هم دارن هر دو فیلمی در مورد آزار و شکنجه ی حیوانات در کشتارگاه ها ببینن یا مطلبی در این مورد بخونن اما واکنش های مختلفی داشته باشن .این چیزیه که خودم شاهدش بودم. یکی ممکنه با دیدن این همه ظلم ، به فکر فرو بره و تصمیم بگیره در بشقاب غذاش و رویه ی زندگیش تجدیدنظر کنه و این تصمیم رو عملی کنه اما دیگری ممکنه فقط از دیدن صحنه های دلخراش بدرفتاری با حیوانات چند لحظه ای متاثر بشه اما در وعده ی غذایی بعدیش گوشت همون حیوون رو بدون کمترین احساس ناراحتی مصرف کنه.
    همونطوری که به درستی اشاره کردی نقش وراثتی و محیطی هر دو مهم هستند اما اگر از این دو فاکتور چشم پوشی کنیم بنظرم کسانی که اولویت اولشون واسه ترک محصولات گوشتی حقوق حیوانات بوده به نظر میرسه که باید از روحیه ی حساس تری برخوردار باشند و اگر شخصی از چنین روحیه ای برخوردار باشه احتمالش هست که حتا یک تلنگر کوچک مسیر زندگیش رو تغییر بده که حالا می تونه دیدن یک فیلم یا خوندن مطلبی باشه یا فرضا گیاهخوار شدن دوستی که به لحاظ طرز فکر و شخصیت مورد تایید ماست یا حتا یک بروشور ،یک آشنایی تصادفی و ... اما در مورد کسانی که به سلامتی خودشون اهمیت زیادی میدن و اتفاقا چقدر هم خوبه، نقش تبلیغات صنایع غذایی و باور های تغذیه ای و پزشکی متداول جامعه خیلی می تونه تاثیر گذار باشه ... اون کسانی که بخاطر حفظ سلامتی محصولات گوشتی رو کنار گذاشتن به این باور رسیدن یا بصورت تجربی بدلیل بیماری خودشون یا یکی از نزدیکانشون متوجه شدند که مصرف این مواد در درازمدت باعث بروز بیماری های مختلف و گاهی خطرناکی میشه اما همه اینطور نیستن...خیلی ها دنبال جستجو و تحقیق نمیرن و خودشون رو به دست باور های رایج سپردن بخصوص در مورد لبنیات این ذهنیت غلط خیلی رواج داره...(واسه همین وظیفه ی ما در اطلاع رسانی اهمیت زیادی داره) ...ترس از تغییر و مقاومت در مقابل اون کمابیش در وجود اکثریت آدما هست اما خب بسته به عوامل مختلف شدت و ضعف داره و همونطوری که گفتی محدود به مقوله گیاهخواری نمیشه
    .

    Führer and farzaneh like this.
    Yesterday is History, Tomorrow is Mystery, Today is a Gift... That's why it's called
    Present

  4. کاربران : 9 تشکر کرده اند از شما yasaman1178 برای ارسال این پست سودمند:

    baher (13-04-2013),farzaneh (14-04-2013),Führer (13-04-2013),hadi000 (14-04-2013),Moh3n (14-04-2013),Shadow (14-04-2013),The Almighty (17-04-2013),نسیم م. (14-04-2013),رامین58 (13-04-2013)

  5. #3
    عضو فعال و صمیمی تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2011
    ارسال ها
    546
    تشکر
    4,083
    تشکر 3,292 بار در 547 پست

    پیش فرض

    این که به یک سبک زندگی که خصوصیاتی متمایز از شرایط موجود در جامعه ها رو داره برسی و قبولش کنی ساده نیست اگر بود خیلی ها گیاهخوار می شدند که نیستند
    توضیحش ساده ولی کمی پیچیده ست! به باور رسیدن و یا به باور رسوندن یک موضوع خاص و جدید خیلی کار سختیه بخصوص اینکه تو اقلیت باشی و داده های کمی برای ارائه در اختیار داشته باشی. اینکه ما گیاهخوار شدیم بخاطر اینه که به باورش رسیدیم حالا به هر دلیلی. ولی به نظر من مهم اینه که بیشتر به این سوال پاسخ بدیم که
    چگونه این روش رو گسترش بدیم و در این راه تلاش کنیم ?برای اینکه خیلی از ماها گیاهخواری رو برای خودمون میخواییم و کوچکترین تلاشی برای گسترش باورهای خود نداریم و درواقع خلاف مسیر اون باورها داریم حرکت میکنیم

    baher and yasaman1178 like this.

  6. کاربران : 7 تشکر کرده اند از شما Shadow برای ارسال این پست سودمند:

    baher (14-04-2013),farzaneh (14-04-2013),Führer (14-04-2013),Moh3n (14-04-2013),yasaman1178 (14-04-2013),رامین58 (14-04-2013),رعنا (16-04-2013)

  7. #4
    عضو فعال و صمیمی تالار گیاهخواری
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    هرمزگان
    ارسال ها
    100
    تشکر
    317
    تشکر 521 بار در 92 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasaman1178 نمایش پست ها
    بنظرم کسانی که اولویت اولشون واسه ترک محصولات گوشتی حقوق حیوانات بوده به نظر میرسه که باید از روحیه ی حساس تری برخوردار باشند و اگر شخصی از چنین روحیه ای برخوردار باشه احتمالش هست که حتا یک تلنگر کوچک مسیر زندگیش رو تغییر بده
    خب یاسمن به نظرت ما آدما در داشتن این روحیه ی حساس نقشی داشتیم؟ یعنی به صورت ارادی و انتخابی از چنین روحیه ای برخوردار هستیم یا باز هم شرایط وراثتی و محیطی اون رو در ما ایجاد کردند؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط yasaman1178 نمایش پست ها

    کسانی که بخاطر حفظ سلامتی محصولات گوشتی رو کنار گذاشتن به این باور رسیدن یا بصورت تجربی بدلیل بیماری خودشون یا یکی از نزدیکانشون متوجه شدند که مصرف این مواد در درازمدت باعث بروز بیماری های مختلف و گاهی خطرناکی میشه اما همه اینطور نیستن...خیلی ها دنبال جستجو و تحقیق نمیرن و خودشون رو به دست باور های رایج سپردن
    اتفاقات و تجربیاتی که در زندگی برای ما پیش میاد به نظر من می تونن جز شرایط محیطی محسوب بشن. حتی در قدرت تفکر و یا روحیه ی جست و جو گری ما انسان ها هم نقش وراثتی رو میشه به روشنی دید.

    اجازه بدید یه مثال بزنم.
    بیاین خودمون رو کاملا از نظر شرایط وراثتی و محیطی در جایگاه دوست همه چیزخوارمون که مخالف سرسخت گیاهخواری هم هست، قرار بدیم و فکر کنیم اگه به جای اون متولد شده بودیم الان چه نگرشی داشتیم؟
    و به عکس، به نظرتون اگه دوست ما به جای ما متولد شده بود، الان چه دیدگاهی نسبت به گیاهخواری داشت؟

    فروگنیسم، اندیشه ای مبتنی بر احترام به حیات انسان، حیوان و گیاه:
    http://fruganism.ir

    آرشیو شعر با موضوع طبیعت، محیط زیست و حیوانات:
    http://naturepoetry.ir

  8. کاربران : 5 تشکر کرده اند از شما Moh3n برای ارسال این پست سودمند:

    baher (14-04-2013),farzaneh (14-04-2013),Führer (14-04-2013),yasaman1178 (14-04-2013),رامین58 (15-04-2013)

  9. #5
    ( Super Moderator ) مدیر ارشد تالار . بخش جامعه و خانواده
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    ارسال ها
    1,463
    تشکر
    5,150
    تشکر 10,491 بار در 1,474 پست

    پیش فرض

    به محسن:

    روحیه ی حساس همونطوری که اشاره کردی می تونه معلول هر دو عامل وراثت و محیط باشه.اتفاقاتی که از بدو تولد و بخصوص در کودکی برای ما رخ میده و تجربیات متفاوت و گاه ناخوشایند همه و همه بعنوان جزئی از شرایط محیطی نقش دارن. شاید همین تجربیات مختلف باعث میشن که دو عضو یک خانواده واکنششون در مقابل یک رویداد بخصوص ، با هم تفاوت زیادی داشته باشه.
    اینکه اگر جای آدمای دیگه بودیم یا اونا جای ما ، دیدگاهمون مثلن در مورد گیاهخواری یا گوشتخواری ممکنه بود به گونه ای دیگه رقم بخوره، منطقیه...فرضا برای کودکی که در خانواده ای در هند متولد شده که چندین نسل گیاهخوار بودن و افزون بر این گیاهخواری در اون جامعه امری عادی و پذیرفته شدست ، این مسئله چالشی به همراه نداره و قطعا شرایط او با نوجوانی که در خانواده و جامعه ای زندگی میکنه که مصرف گوشت و لبنیات را یک اصل مهم برای سلامت و رشد مناسب فرزندانشون میدونن، خیلی فرق داره ...نه فقط در مورد گیاهخواری بلکه در هر موردی که آدم بخواد در تضاد با باورهای خانواده و جامعه پیش بره و به نوعی ساختارشکنی کنه این معضل وجود داره درست مثل تلاش برای شنا کردن خلاف جریان آب و در این بین، توان و روحیه ی آدما با هم فرق میکنه و ممکنه بعضی ها به همون دلایل وراثتی و محیطی که قبلن گفتیم در میانه ی راه خسته بشن و دیگه ادامه ندن.
    اما راستش در مورد گیاهخواری بیشتر فکر میکنم اینهمه مقاومتی که گاهی باهاش مواجه میشیم چیزی بیش از اعتقاد به لزوم مصرف مواد حیوانیه....منظورم اینه که شاید یک مخالف سرسخت گیاهخواری خودش هم ندونه که در ناخودآگاهش بیش از فروریختن باورهای قبلیش از تغییر در ذائقه ی غذاییش نگرانه...ذائقه ای که بهش عادت کرده و یک لذت کاذب براش به همراه داره...

    به کیوان:

    منم موافقم که گاهی ماها تلاش موثری برای گسترش این طرز فکر انجام نمیدیم.بعضی از گیاهخوارا همین که خودشون این راه رو برگزیدن براشون کافیه و معتقدن هر کسی باید خودش راهش رو پیدا کنه گروهی هم به دنبال اعتقاد به مذهب و یا پیروی از مکتب عرفانی خاصی به این سمت گرایش پیدا کردن و در واقع گیاهخواری براشون یک انتخاب اولیه نیست بلکه تنها یکی از پیامد های پیروی از آیین خاصی بوده.
    من خودم شاهد بودم که وقتی از اون گرایش سرخورده میشن، شیوه ی تغذیشون رو هم با تغییر مکتب اعتقادیشون کنار میذارن و دوباره به عادت غذایی قبلیشون برمیگردن...به همین سادگی!
    بیشتر کسانی که برای ترویج گیاهخواری تلاش میکنن یا کسانی هستند که از بیماری های سخت و گاهی لاعلاج شفا یافتن یا شاهد شفا یافتن دیگران بودن و حالا میخوان این ارمغان تندرستی رو با بقیه ی مردم شریک بشن و یا کسانی که دغدغه های زیست محیطی و حقوق حیوانات رو دارن.
    بنظرم بیش از حرف، عمل و نحوه ی برخورد ماست که اهمیت داره به این معنی که باید سلوک گیاهخواری در تمام ابعاد معنادارش در رفتار ، شخصیت و زندگیمون خودشو نشون بده و قبول دارم که این کار آسونی نیست. پرهیز از مصرف محصولات حیوانی ، رعایت حقوق حیوانات و احترام به حفظ محیط زیست اگر چه شرط لازمه اما کافی نیست.چون مردم حرفای ما رو می شنوند اما عمل ما رو باور میکنن و چیزی که روشون تاثیر بیشتری داره طرز برخورد ما بعنوان یک گیاهخواره. اگه نتونیم به اندازه ی کافی مهربون باشیم ، اگه در بحث با مخالفین اندیشمون، از کوره دربریم و بقدر کافی خویشتندار نباشیم طبیعیه که نه تنها جاذبه ای در مخاطب بوجود نمیاریم بلکه برعکس دافعه هم ایجاد می کنیم و متاسفانه درست یا غلط اغلب این حس دافعه را نسبت به گیاهخواری ایجاد می کنیم نه صرفا شخص خودمون! و این ما رو از هدفمون دور میکنه...این چیزیه که من در خلال این چند سال به تجربه بهش رسیدم...اوایل حس میکردم گاهی دچار تعصب میشم و به همین خاطر نمیتونم منطقی برخورد کنم شایدم بخاطر این بوده که ما در اقلیتیم و در خانواده و جامعه مدام مورد مخالفت و انتقاد و حتا گاهی تمسخر قرار گرفتیم و این به تدریج ما رو به نقطه ای رسونده که در مقابل مخالفت های شدید دیگران در لاک دفاعی فرو میریم اما با گذشت زمان متوجه شدم که تعصب در مورد گیاهخواری مثل تعصب در هر مورد دیگه ای،نادرسته، شاید برای خیلی از ماها الان دیگه بعضی سوال ها خسته کننده ، تکراری و بدیهی بنظر بیان در حالی که اگر بقول محسن بتونیم خودمون رو جای دیگران بذاریم ، این سوالات بسیار کلیدی و ضروریه... همونجوری که اشاره کردی ما در اقلیتیم و به باور رسوندن مردم در مورد شیوه ی زندگی مغایر با عقاید مرسوم و رایج کار بسیار سختیه . آدما به دلایلی که گفته شد با هم فرق دارن، نمیتونیم انتظار داشته باشیم که همه با معرفی چند تا مقاله یا نشانی دادن چند تا لینک قانع بشن. پرسیدن حق مردمه ، مخالفت کردن هم همینطور! اونم وقتی کسی میخواد چنین تصمیم مهم و بزرگی بگیره چون واقعا فرهنگ گیاهخواری فقط شیوه و عادات غذایی رو در بر نمی گیره. وقتی با مقاومت و مخالفت های دیگران مواجه میشیم بجای محکوم کردن اونا ، شاید بهتر باشه مروری روی شیوه ی بحث کردن خودمون داشته باشیم . ممکنه در خلال این بحث ها متوجه بشیم که واقعا نیاز داریم دانسته هامون رو در این زمینه تقویت کنیم یا فرضا برای تاثیرگذاری بیشتر ادبیات متفاوتی در گفتگو ، بکار ببریم .به همین خاطر بهتره اول مطمئن بشیم که اصلن از عهده ی این کار بدرستی برمیائیم یا نه...
    فکر کنم قبل از ترویج و تبلیغ گیاهخواری باید یک کم در این مورد فکر کنیم.


    البته همه ی اینا فقط یک نظر شخصیه که لزوما ممکنه درست نباشه


    baher, Führer, farzaneh and 1 others like this.
    Yesterday is History, Tomorrow is Mystery, Today is a Gift... That's why it's called
    Present

  10. کاربران : 6 تشکر کرده اند از شما yasaman1178 برای ارسال این پست سودمند:

    baher (14-04-2013),farzaneh (14-04-2013),Führer (14-04-2013),Moh3n (14-04-2013),Shadow (15-04-2013),رامین58 (15-04-2013)

  11. #6
    عضو فعال و صمیمی تالار گیاهخواری
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    محل سکونت
    هرمزگان
    ارسال ها
    100
    تشکر
    317
    تشکر 521 بار در 92 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasaman1178 نمایش پست ها

    اگه نتونیم به اندازه ی کافی مهربون باشیم ، اگه در بحث با مخالفین اندیشمون، از کوره دربریم و بقدر کافی خویشتندار نباشیم طبیعیه که نه تنها جاذبه ای در مخاطب بوجود نمیاریم بلکه برعکس دافعه هم ایجاد می کنیم و متاسفانه درست یا غلط اغلب این حس دافعه را نسبت به گیاهخواری ایجاد می کنیم نه صرفا شخص خودمون! و این ما رو از هدفمون دور میکنه...این چیزیه که من در خلال این چند سال به تجربه بهش رسیدم...اوایل حس میکردم گاهی دچار تعصب میشم و به همین خاطر نمیتونم منطقی برخورد کنم شایدم بخاطر این بوده که ما در اقلیتیم و در خانواده و جامعه مدام مورد مخالفت و انتقاد و حتا گاهی تمسخر قرار گرفتیم و این به تدریج ما رو به نقطه ای رسونده که در مقابل مخالفت های شدید دیگران در لاک دفاعی فرو میریم اما با گذشت زمان متوجه شدم که تعصب در مورد گیاهخواری مثل تعصب در هر مورد دیگه ای،نادرسته، شاید برای خیلی از ماها الان دیگه بعضی سوال ها خسته کننده ، تکراری و بدیهی بنظر بیان در حالی که اگر بقول محسن بتونیم خودمون رو جای دیگران بذاریم ، این سوالات بسیار کلیدی و ضروریه...


    ممنون یاسمن.
    شاید خیلی از ماها با گیاهخوار شدنمون احساس کردیم از نظر فکری نسبت به دیگران برتری داشتیم که تونستیم این اندیشه رو درک و بهش عمل کنیم. و گاهی شاید این احساس آمیخته با غرور هم بوده باشه.
    از طرف دیگه وقتی بی توجهی دیگران و به خصوص نزدیکانمون رو در مواجهه با گیاهخواری دیدیم ممکنه دچار رنج و ناراحتی زیادی شده باشیم.
    حتی بعضی از دوستان گیاهخوارمون هستند که همیشه با کینه و نفرت زیادی از همه چیزخواران صحبت می کنند.
    اگه به نقش شرایط وراثتی و محیطی در پذیرش گیاهخواری توجه کنیم می بینیم حقیقت شاید اینه که ما، انسان های خوش شانسی بودیم که شرایط به ما کمک کرده و تونستیم به این آگاهی در مورد حقوق حیوانات برسیم. و اینکه به همون اندازه شرایط وراثتی و محیطی در نگرش همه چیزخواران و عکس العمل هایی که در برابر گیاهخواری و ما انجام میدن موثر بوده و هست.
    من فکر می کنم درونی شدن این نگاه از غرور، رنج و نفرتی که شاید در بعضی از ماها پس از گرایش گیاهخواری ایجاد شده کم کنه...

    فروگنیسم، اندیشه ای مبتنی بر احترام به حیات انسان، حیوان و گیاه:
    http://fruganism.ir

    آرشیو شعر با موضوع طبیعت، محیط زیست و حیوانات:
    http://naturepoetry.ir

  12. کاربران : 6 تشکر کرده اند از شما Moh3n برای ارسال این پست سودمند:

    baher (14-04-2013),farzaneh (14-04-2013),Shadow (15-04-2013),The Almighty (17-04-2013),yasaman1178 (14-04-2013),رامین58 (15-04-2013)

  13. #7
    Member
    تاریخ عضویت
    Jul 2012
    ارسال ها
    38
    تشکر
    39
    تشکر 239 بار در 36 پست

    پیش فرض

    مدت هاست پرسش از اینکه چه اشتراکات شخصیتی - روانی موجبات گرایش به گیاهخواری را در دوستان گیاهخوارم فراهم می آورده، یکی از دلمشغولی های بی جواب و دیرینه من بوده است. من گیاهخوارانی با سلایق، ایدئولوژی و تیپولوژی های متعدد شخصیتی را شاهد بوده ام که شاید بتوان گفت تنها در مسئله « گوشت نخوردن » با من همسو و هم داستان می بوده اند. آشنایی من با مکتب روانشناسی شخصیتی، این ایده را در ذهنم پروراند تا دست به یک آزمون گسترده در خصوص چند و چون سلامت روانی گیاهخواران در ایران بزنم و در این راه آزمون Minnesota Multiphasic Personality Inventory را به عنوان شاخص این پژوهش بر گزیدم؛ پژوهشی که بنا به دلایل تحمیلی ویژه ای، هم چنان بر روی میز باقی مانده است.


  14. کاربران : 8 تشکر کرده اند از شما Anti Vivisection برای ارسال این پست سودمند:

    baher (14-04-2013),farzaneh (15-04-2013),Moh3n (14-04-2013),Shadow (15-04-2013),The Almighty (17-04-2013),yasaman1178 (14-04-2013),رامین58 (15-04-2013),رعنا (16-04-2013)

 

 

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

اکنون 1 کاربر در حال مطالعه مبحث هستند (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
ساعت 07:13 بر حسب GMT +3.5 می باشد. Powered by: vBulletin Version 4.2.1 vBFarsi Language Pack Version 4.2
Forum Modifications By Marco Mamdouh مطالب درج شده توسط کاربران بیانگر نظر شخصی آنها بوده و ممکن است همسو با اهداف و دیدگاه های مدیریت سایت نباشد. تمامی مطالب و مقالات ارائه شده فقط جنبه اطلاع رسانی دارند.