مهمان گرامی خوش آمدید، جهت عضویت در سایت و دسترسی به کلیه امکانات آن لطفاً کلیک کنید
روانکاوی، گیاهخواری و مسئله گرمایش زمین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 از مجموع 1
  1. #1
    عضو فعال و صمیمی تالار
    تاریخ عضویت
    Nov 2010
    ارسال ها
    53
    تشکر
    214
    تشکر 345 بار در 53 پست

    پیش فرض روانکاوی، گیاهخواری و مسئله گرمایش زمین

    در این مقاله بر آنیم با رویکردی ساختگرایانه و با بهره گیری از اصول روانکاوی فرویدی، من باب میل به امحای پدر، باز جستن ِ مادر و همچنین فرضیه اسطوره ای توتم و تابوی فروید، مسئله گرمایش زمین را از منظر روانکاوی مورد بررسی قرار دهیم .


    مقاله را می توانید بصورت پی دی اف از سایت رسمی روانکاوی (دکتر موللی) نیز دریافت کنید : اینجا

    چکیده مقاله : این نوشتار کوششی است زبانشناسانه، روانکاوانه، ساختگرایانه و زیست شناسانه برای نیل به این پیش بینی که بشر در آینده ای نزدیک روی به سوی تابوی گوشتخواری خواهد انداخت (حرام شدن خوردن گوشت، احترام مجدد به حیوانات) . نکته اساسی در سیر منطقی این نوشتار این است که با بهره گیری از اصطلاحات زبانی، می توان برای ناخودآگاه جمعی نژاد بشر، طبیعت را در جایگاه مادر قرار داد و "نام پدر" را بر "ترس و دلهره ذاتی انسانها از طبیعت پیرامون آنها که به گفته فروید منشا قیوم معنویات شده است" تعمیم داد .


    روانکاوی، گیاهخواری و مسئله گرمایش زمین



    کاربرد اصطلاح "مادر طبیعت" ، "مادر زمین" ، "مادر خاک" و عبارات دیگری از این دست را باید چیزی بیش ازیک قرارداد زبانی دانست؛ آنچنان که حتی در فرهنگ زبانی خود، عبارت مادرانه "مام میهن" را داریم که در برابر مردانه ترین توصیفات زبانی (یعنی اصطلاح "به نام وطن" در مباحث سیاسی) خودنمائی می کند .

    برداشتی که از این عبارات می شود، ما را بر این واقعیت رهنمون می کند که برای ضمیر ناخودآگاه جمعی انسانها، تو گوئی این طبیعت ِ پیرامون ِ ماست که نقش مادر را بازی می کند .

    اگرچه فروید اشارات پراکنده ای به دلهره ناخوداگاه انسانها از طبیعت می دارد (مخصوصا در بیان توتم پرستی اقوام بدوی)، اما در این جا برای بیان مقصودمان ناگزیریم باری دیگر دست در دامان اصول علم روانکاوی ببریم تا بتوانیم نتایجمان را مستدل تر بیان کنیم .

    دکتر کرامت موللی در اثر ارزشمندشان، مبانی روانکاوی فروید و لکان، اینگونه می نویسد : "فرضیه توتم و تابو، علی رغم اینکه اسطوره ای است تماما ساخته و پرداخته فروید، حائز نهایت اهمیت است؛ زیرا که کوششی است جامع برای تبیین این امر که اصل و اساس جوامع بشری بر میل نا آگاه به امحای پدر استوار است (ص 109) " . و در جائی دیگر از کتابشان، میل به امحای پدر را اینگونه توصیف می کند : "میل به امحای پدر، تجلی بارزی است از نام پدر. میل به امحای پدر سائقه اصلی احساس دین و ذمه نزد آدمیان است . احساس گناه، تظاهری است از میل باطنی به امحای پدر و باز جستن مادر (ص 107) " .

    گفتیم که برای ناخودآگاه جمعی نژاد بشر، این طبیعت پیرامون است که جایگاه مادر را تداعی می کند . نتیجه میل باطنی به امحای پدر و باز جستن مادر را باید اصرار مداوم انسانها در مصرف و بهره وری بی رویه از طبیعت دانست . آنچنان که این روزها در نتیجه گزند بی امان انسان به طبیعت، بحرانی شدن مسئله گرمایش زمین را در پیش روی داریم . پیش از بیان ادامه مطلب، بایستی پیشاپیش بر دو نکته تاکید کرد :

    نخست آنکه اگر طبیعت را در جایگاه مادر قرار داده ایم، نبود مادی جایگاه پدر بر این فرض خدشه ای وارد نمی سازد . دکتر موللی تمایز نام پدر را با وجود مادی پدر و تصوری که از آن می رود، اینگونه بیان می کند : "نام پدر با شخص او یا تصوری که فرد از او داراست متمایز است، لذا کارگزای نام پدر نه در وجود مادی اوست و نه حاصل از خیال و تصور ما . نام پدر به ساحت رمز و اشارت تعلق دارد و مهم ترین و قاطع ترین اسم دلالت را در سرگذشت فرد آدمی تشکیل می دهد (همان، ص 106) " .

    می توان حضور نام پدر را در این حس ناخودآگاه انسان نسبت به بلایای طبیعی و در نتیجه، باور به حضور نیروهای متافیزیکی و در خارج از طبیعت مادی دانست؛ درست همانگونه که فروید معنویات را زاده ترس انسانها از محیط اطراف خویش می پنداشت . برای روشن تر شدن این پیش فرض که "بلایای طبیعی و نیروهای مخرب ِ آن" را می توان در جایگاه نام پدر دانست، گریزی می زنیم بر این اصل روانکاوی که "یکی دیگر از صور میل به امحای پدر، حالت واژگونه آنست، یعنی زمانی که به شکل امحای فرزند تجلی پیدا می کند، گواه آن داستان رستم و سهراب است که صورتی است از اودیپ شهریار (همان، ص 108) " . حال در رویکردی ساختگرایانه و با تعمیم دادن این اصل بر مطالب پیشین، می توان انقراض گونه های نخستین ِ انسان را در روند تکامل، بارز ترین چهره حضور نام پدر در تصورات آدمی دانست؛ اینگونه است که می توان میل به امحای پدر را در از کار انداخته شدن قوای تکامل طبیعی به دست تکتولوژی و مدنیسم بشری هم رد یابی کرد.

    نکته دیگر آنکه شاید بازنمائی جایگاه مادر را در طبیعت، بتوان در نخستین روابط استعماری انسان از حیوانات رد یابی کرد (یعنی دوشیدن شیر حیواناتی که توانائی اهلی شدن را نشان می دادند) ؛ برخورد انسان بالغ با پستان حیوانات، می توانست موجبات تجلی چهره ناخودآگاه مادر در ذهن بشر بدوی را فراهم آورد .


    دکتر موللی در ادامه داستان اسطوره ای توتم و تابوی فروید می نویسد : "مطابق این اسطوره در قبایل وحشی اولیه، رئیس، صاحب مطلق تمامی زنان بود و پسران را از دسترسی بدان ها باز میداشت. پسران عاقبت دست به شورش زده رئیس را به قتل رساندند . احساس گناه ِ حاصل از این جنایت چنان بود که پسران را بر آن داشت که با برافراشتن پیکری که مظهر پدر کشته شده بود (توتم)، زنان را بر خود حرام (تابو) کنند و اولین پایه قانون ِ منع زنا با محارم را برقرار سازند . در نظر فروید آنچه ماهیت اصلی احساس دینی را تشکیل می دهد چیزی جز همین احساس گناه نیست (ص 109) ".

    با در نظر گرفتن این همه که گفتیم و همانگونه که نتایج بررسی های مسئله گرمایش زمین در نتیجه تخریب زمین هم بر آن اصرار دارد*، بشر در نتیجه احساس گناهی که در امحای پدر (از کار انداختن نیروی تکامل) و بهره ورزی از مادر (گوشتخواری، تخریب طبیعت و محیط زیست **) در خود احساس می کند و خواهد کرد، رو به سوی گسترش "تابوی گوشتخواری" می اندازد . (یافته های زیست شناسی هم حاکی از آن است که انسان از ابتدا گیاهخوار بوده ولی در بازه زمانی خاصی به یکباره به گوشتخواری متمایل شده است ***) ؛ گیاهخوار شدن دوباره بشر و توتم دانستن دوباره "حیوانات و محیط طبیعی" مبنی بر پرهیز از گزند بدانها، پیش بینی ای است که از سیر ِ منطقی ِ این گفته ها انتظار می رود (موج روز افرون ِ پیگیری مسئله حقوق حیوانات و تلاش هائی که برای جلوگیری از تخریب محیط زیست صورت می گیرد، خود گواهی بر این مدعاست) .

    اینگونه است که اگر لکان، مسیحیت را کامل ترین شکل مذهب می دانست ****، در ادامه ایراداتم باز هم جسارت کرده و در اینجا "گیاهخواری" را کامل ترین شکل فرهنگ می دانم .



    .................................................. .................................................. .................... .

    * بیشترین عامل گرمایش زمین (20 درصد)، گوشتخواری اعلام شده است (حتی بیشتر از آلاینده های شیمیائی)

    ** می توان گوشتخواری، تخریب طبیعت و محیط زیست را همانا باز گذاشته شدن در ِ عقده اودیپ ِ ناخودآگاه جمعی انسان ها نسبت به مادر طبیعت دانست .

    *** برای ناخودآگاه جمعی ایرانیان این امر حادتر می نماید، چرا که برای مثال در شاهنامه فردوسی به عنوان یک اثر اسطوره ای و در اوستا به عنوان یک سند تاریخی، به وضوح بر گیاهخوار بودن اجدادمان اشاره و اصرار شده است ؛
    در داستان ضحاک آمده است :

    فراوان نبود آن زمان پرورش / كه كمتر بد از كشتنیها خورش
    جز از رستنیها نخوردند چیز / ز هرچ از زمین سر بر آورد نیز
    پس آخر شه بدكنش رای كرد / به دل كشتن جانور جای كرد
    ز هر گونه از مرغ و از چارپای / خورش كرد و آورد یك یك به جای

    و در بند 8 از هات 32 نیز آمده است که :

    از همین گناهكاران است، جم پسر ویونگهان، كسی كه از برای خشنودی زودگذر مردمان، خوردن گوشت به آنان آموخت، ای مزدا! تو باید خود، در روز پسین میان من و او قضاوت كنی ...

    **** البته منظور او این نیست که مسیحیت بر ادیان دیگر برتری داشته باشد، بلکه صرف تصریح در قتل و امحای پدر در مسیحیت بدان شکلی کامل بخشیده و آن را نمونه ای بارز از پیدایش احساس مذهبی می سازد. چه شهادت عیسی مسیح به عنوان فرزند خدا، صورت واژگونه ای بیش از میل به امحای پدر نیست (همان، ص 109) .



    به عنوان پایان بندی نوشتار می توان به این بخش از بندهشن زرتشت توجه کرد که چه جالب، نتیجه مباحث مطروحه در این نوشتار را یکجا در خود دارد :

    گویدبه (نامه) دین که از آن جای که مشی و مشیانه، هنگامی که از زمین بررستند، نخست آب، سپس گیاه، سپس شیر و سپس گوشت خوردند. مردم نیز به هنگام مردنشان، نخست (از) گوشت و (سپس از) شیر و سپس از نان خوردن نیز بایستند و تنها، تا به مردن، آب خورند. ایدون نیز، به هزارۀ اوشیدرماه نیروی آز ایدون بکاهد که مردم به یک خوراک خوردن سه‎شبانه‎روزی به سیری ایستند. پس از آن، از گوشت خوردن، بایستند و گیاه و شیر گوسپندان خورند. سپس از آن شیرخواری نیز بایستند، سپس از گیاه‎خواری نیز ایستند و آب‎خوار بوند. ده سال پیش از آن که سوشیانس آید، به ناخوردن ایستند و نمیرند. سپس سوشیانس مرده برخیزاند (بندهشن، ص 145).



    حامد صوفی
    تهران، دی ماه 88



  2. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما Hamed Sufi برای ارسال این پست سودمند:

    AZAD (03-01-2011),baher (02-01-2011),GREEN (02-01-2011),لی لی (06-01-2011)

 

 

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

اکنون 1 کاربر در حال مطالعه مبحث هستند (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
ساعت 07:01 بر حسب GMT +3.5 می باشد. Powered by: vBulletin Version 4.2.1 vBFarsi Language Pack Version 4.2
Forum Modifications By Marco Mamdouh مطالب درج شده توسط کاربران بیانگر نظر شخصی آنها بوده و ممکن است همسو با اهداف و دیدگاه های مدیریت سایت نباشد. تمامی مطالب و مقالات ارائه شده فقط جنبه اطلاع رسانی دارند.