مهمان گرامی خوش آمدید، جهت عضویت در سایت و دسترسی به کلیه امکانات آن لطفاً کلیک کنید
اصالت مبنای گیاهخواری ؟
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 از مجموع 4
Like Tree4Likes
  • 1 Post By محمد132
  • 1 Post By baher
  • 2 Post By giak

موضوع: اصالت مبنای گیاهخواری ؟

  1. #1
    عضو انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    ارسال ها
    4
    تشکر
    2
    تشکر 4 بار در 3 پست

    پیش فرض اصالت مبنای گیاهخواری ؟

    با سلام اصل تفکر گیاهخواری در چه ریشه دارد؟
    مبدع گیاهخواری به چه دلیل ان را ابداع کرد؟
    لطفا محسنات گیاه خواری را نفرمایید اصل ریشه آن را میخوام.

    giak likes this.

  2. تشکرها از این نوشته :

    baher (03-11-2014)

  3. #2
    (ADMIN //Super Moderator ) مدیر ارشد تالار . بخش اندیشه و سلامت
    تاریخ عضویت
    Oct 2010
    ارسال ها
    1,013
    تشکر
    7,322
    تشکر 5,705 بار در 913 پست

    پیش فرض

    سلام
    بهتره یک مروری بر تاریخچه جریان گیاهخواری داشته باشید:
    http://forum.vegankind.ir/forum40/
    بعد، در حال حاضر مهمترین دلیل برای گیاهخواری مباحث زیست محیطی و در خطر بودن تمامی گونه های گیاهی و جانوری که انسان هم یکی از این گونه هاست می باشد.

    giak likes this.
    There is always a hope

  4. #3
    مدیر تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    327
    تشکر
    22
    تشکر 635 بار در 269 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد132 نمایش پست ها
    با سلام اصل تفکر گیاهخواری در چه ریشه دارد؟
    مبدع گیاهخواری به چه دلیل ان را ابداع کرد؟
    لطفا محسنات گیاه خواری را نفرمایید اصل ریشه آن را میخوام.

    یک معرفی مختصر از تاریخچه گیاهخواری:

    یشگامان اصلاحات اجتماعی افرادی شجاع هستند که بیشتر از اینکه به فکر این باشند که دیگران چه فکری راجع به آنها می کنند نگران راستی، دادگری و انسانیت هستند. بدون وجود این افراد در جامعه اکنون زنان ما هنوز قادر به رای دادن نبودند، تنها ثروتمندان می توانستند درس بخوانند و هنوز برده داری قانونی قلمداد می شد. سالهای سال گیاه خواران و پیشگامان وگن همه ی هم و غم خود را مصروف این امر نهادند که بی عدالتی دیگری از صحنه ی روزگار محو شود: کاری که با حیوانات یا بقول بسیاری غذا می کنند. هزاران سال پیش بود که افرادی چون فیثاغورث، بودا، افلاطون و پلوتارک به فکر مقابله با این بی عدالتی افتادند اما تنها در اواسط قرن نوزدهم بود که در فرهنگ غربی تحولی در این زمینه پدید آمد. در 30 سپتامبر 1847 بود 140 نفر در انگلستان گرد هم آمدند تا برای حفظ سلامت خود (و حیوانات) اعلام کنند دیگر قصد ندارند گوشت بخورند. این کار اولین گردهم آیی جامعه ی گیاه خواران (گروهی که قصد داشتند علناً از غذای بدون گوشت حمایت کنند) بود. واژه ی گیاه خوار که در سال1842 وارد فرهنگ لغت شد توسط این جامعه پذیرفته شد. این واژه از واژه ی لاتین “Vegetus”به معنای "کل، کامل، تازه و جاندار" بود.


    جامعه ی گیاه خواران نشریه ای به نام پیام گیاه خوار منتشر کرد. پیام نشریه ساده بود : زندگی کن و بگذار زندگی کنند . اعضای جامعه ی گیاه خواری میخواستند خودشان به عنوان الگوی این پیام محسوب گردند . یکی از افراد مهم در این جامعه جوزف بروترتون "Joseph Brotherton" (1783_1857) بود که ضمناً اولین عضو مجلس هم بود که مخالف حکم اعدام محسوب می شد . بروترتون هم مانند بسیاری از دیگر رهبران جنبش گیاه خواری طالب اصلاحات در زمینه های انسان دوستانه از طریق نشر مهربانی در میان جامعه بود و تلاش میکرد تا شرایط سخت کار کودکان را بهبود بخشد.
    بروترتون در یک خانواده متوسط به دنیا آمد یعنی در همان خانواده ای که سعی میکرد خانواده های مشابه خانواده‌ی خودش را در آینده مورد یاری و کمک قرار دهد . بروترتون در زمانی که نوجوان بود در آغاز قرن نوزدهم تحت تاثیر کشیشی به نام ویلیام کاوهرد "William Cowherd" قرار گرفت که در سالفورد در منطقه ی صنعتی شمال کشور انگلستان به ارشاد مردم مشغول بود . این کشیش توانست جماعت زیادی را همراه خود کند که همه ی آنها هم قسم شده بودند که گوشت نخورند . اوایل قرن نوزدهم دورانی بسیار سخت برای افراد فقیر جامعه بود و پیشنهاد کاوهرد برای مصرف سوپ سبزیجات به صورت رایگان که از طرف کلیسا به مردم داده می‌شد باعث شد مردم زیادی به حمایت از کشیشان آن منطقه گرایش پیدا کنند .


    تاثیر کشیش اعظم کاوهرد به قلمرویی فراتر از حد انتظارش کشیده شد. یکی از شاگردان این کشیش به نام کشیش اعظم ویلیام متکالف در سال 1817 همراه با مسیحیان دیگر اعضای فرقه‌ی مسیحیان کلیسای انجیل وارد آمریکا شد، دو نفر از افراد صاحب نفوذی که در منطقه ی فیلادلفیا تحت تاثیر کشیش متکالف قرار گرفتند سیلوستر گراهام سخنران آتشین مزاج، طرفدار غذاهای خام و مبدع غذای کامل گراهام کِرَکِرز و همین طور برانسون آلکوت پدر لوییزا می آلکوت نویسنده ی معروف بودند. حتی در یک مورد آلکوت سعی کرد یک جامعه‌ی "وگن" را هم در فیلادلفیا تشکیل دهد، کاری که در آن منطقه بسیار چالش بر انگیز بود. این مردان به همراه کسانی که تحت تاثیرشان قرار گرفتند هسته ی اصلی انجمن گیاه خواران آمریکا را در سال 1850 تشکیل دادند. این انجمن در محیطی سرشار از کار سخت و فقر گسترده شکل گرفت. در آن جامعه بودند افرادی که غذا های تقلبی به خورد مردم میدادند و اعتیاد و الکل هم بسیار زیاد بود اما در عین حال در همین دوره بود که رهبران بزرگ و ایده آلیست‌ها کم کم توانستند حرکت های اجتماعی را برای آزادی بردگان و دادن حق رای به زنان و همچنین امکان آموزش همگانی برای کودکان آغاز کنند.


    در یک و نیم قرن بعد علاقه به گیاه خواری با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بود. در دهه ی هشتم قرن نوزدهم میلادی 34 رستوران گیاه خواری در لندن تاسیس شده بود که علاوه بر برخی خدمات محل مناسب و اقتصادی برای زنان کارگری که میخواستند غذایی در رستوران بخورند محسوب می‌شدند. آرنولد هیلز که ورزشکار ,صنعتگر و طرفدار غذاهای خام بود و از 1857 تا 1927 میزیست مقاله ای در دفاع از "غذاهای زنده" نوشت و به این طرز تفکر که گوشت برای تولید ماهیچه در بدن لازم است تاخت . ازطرفی اعضای باشگاه دوچرخه سواری گیاه خواری رکورد های جهانی را به نام خود ثبت کردند و مجله های گیاه خواری هم مقاله هایی در رابطه با ارزش رژیم های بدون گوشت برای بالا بردن استقامت در ورزش نوشتند.


    جورج برنالد شاو (1856_1950) زمانی که نوشته های با شور و علاقه ی شلی را در رابطه با گیاه خواری خواند خود تبدیل به گیاه خوار شد . شلی خود از رژیمی پیروی میکرد که نزدیک رژیم وگن‌ها بود . نوشته های شاو در طرفداری از گیاه خواری هم سرشار از طنز معمول جورج برناد شاوی بود و هم نظر عامه ی مردم را مورد توجه قرار میداد:
    "لطفاً هر احساس تهوعی که به شما دست میدهد را مرتبط به این ندانید که بدن شما در حال حاضر نیاز به گوشت دارد و به همین دلیل است که مزاج شما به هم ریخته است"


    "گیاه خواری شادی حقیقی زندگی است؛ این که تصور کنیم فرد قدرت مندی هستیم و به شکل نیرویی در طبیعت عمل میکنیم به جای این که یک لخته ی گوشت خودخواه باشیم که بسیار با ولع گوشت میخورد"
    یکی از دوستان و هم عصران شاو موهاندس(بعدهاً مهاتما ) گاندی بود که گیاه خوار بزرگ شده بود. فلسفه ی نخوردن گوشت حیوانات هماهنگ با تفکر هندوها به نام "آهیمسا " یا عدم خشونت میباشد که در فرهنگ هندی گاندی هم جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده بود. سفرهای گاندی برای مطالعه ی حقوق در لندن در زمانی بود که در میان غربی ها علاقه به فلسفه، اخلاق، دین و روش زندگی شرقی ها پدید آمده بود. به عقیده ی گاندی غذای طبیعی انسان باید اکیدا غیر حیوانی باشد. او انتظار داشت با درک بیشتر علم تغذیه و دانش صحیح غذا خوردن، بشر به تدریج بتواند از ضمیر نا خود آگاه خود که طالب غذای بی گوشت است پیروی کند.


    در قرن بیستم در دولت های انگلیسی و آمریکای شمالی اولویت امر، جلوگیری از سوء تغذیه بود. برای مثال در انگلیس رژیم های افراد فقیر تقریبا نزدیک گیاه خواران بود با این حال این رژیم ها نتیجه ی سختی اوضاع اقتصادی بود نه انتخاب ارادی افراد و به دلیل این که محاسبات دقیق در رابطه با آنها انجام نشده بود از لحاظ تغذیه انرژی کافی را به فقیران نمیرساند چون بیشتر از نان سفید و چای تشکیل شده بود! برخی از نوزادان از اصطلاحاً شیری که از آرد و آب تهیه شده بود و در واقع تنها شکل شیر را داشت تغذیه میکردند. این تغذیه نامناسب و شرایط نامناسب زیستی و وضعیت بد بهداشتی باعث شده بود از هر 4 نوزاد یک نوزاد بمیرد. با شروع جنگ جهانی اول یک برنامه‌ی جدید غذایی بر مبنای گروه‌های غذایی توسط وزارت کشاورزی ایالت متحده ی آمریکا تدوین و به مرحله‌ی اجرا گذاشته شد. آگاهی از مزایای ویتامین ها و مواد معدنی تازه کشف شده ، کشور های هر دو سوی اقیانوس اطلس را تحت تاثیر قرار داد. تحقیقات دانشمندان مبتنی بر عوارض کمبود پروتئین تیتر روزنامه‌ها شد. فرگشایی غذاهای مختلف نشان داد که محصولات لبنی و گوشت پر از منابع پروتئین بوده و تغذیه کودکان با این نوع غذاها باعث رشد سریعترشان میشود. با توجه به این نتایج مقامات تصمیم گرفتند از تولید و توزیع غذا های حیوانی برای حل بسیاری از مشکلات تغذیه حمایت کنند.


    در عین حال در همان دوران برخی از اعضای حرکت های گیاه خواری هم بودند که تمایلی به مصرف تولیدات حیوانی و گوشت تازه نداشتند . بین سال های 1909 و 1912 نشریه ی پیام گیاه خوار رژیم غذایی را ارایه کرد که نه تنها گوشت نداشت بلکه تخم مرغ، شیر، کره و پنیر را هم از رژیم غذایی حذف کرده بود با این تعبیر که این محصولات حیوانی میتوانند بر سلامتی افراد اثر منفی بگذارند و اخلاق و رفتار آنها را هم تحت تاثیر قرار دهند. در بریتانیا تاکید بر تاثیری که غذا های گوشتی روی اخلاق افراد می گذاشت نقش اصلی را در انگیزه دادن به گیاه خواران برای تبلیغ روش خود ایفا میکرد اما در آمریکای شمالی بیشتر روی مزایای بهداشتی و سلامتی گیاه خواری تاکید می شد. از جمله گروه هایی که در آمریکا روی این موضوع متمرکز بود انجمن بهداشت طبیعی آمریکا بود.
    با وجود این که بودند افرادی که بسیار سفت و سخت به گیاه خواری چسبیده بودند اغلب مردم تمایل داشتند از الگوهای غذایی پیروی کنند که در آن محصولات حیوانی به وفور مورد استفاده قرار میگرفت. در دهه چهار و پنج سده‌ی بیستم سیاستگذاری های غذایی به نحوی تدوین شده بود که یارانه‌هایی را برای ابتیاع محصولات حیوانی و تشویق مردم به مصرف محصولات دامی در نظر گرفته بود. از حدود سال 1955 کشاورزی صنعتی سعی کرد میزان تولید و مکانیزه کردن تولید محصولات غذایی را افزایش داده و در مقابل کمتر به فکر تامین معاش خانواده های روستایی باشد . به این ترتیب افراد هر چه می گذشت بیشتر از منبع غذایی اصلیشان فاصله می گرفتند و غذاها به سمت محصولات فراوری شده و کارخانه ای می رفتند . تحقیقات علمی هم بیشتر روی این موضوع متمرکز بودند که مقدار لازم از مواد مغذی که برای رشد و سلامتی مورد نیاز است دریافت شود و توجه کمتری به بیماری های ناشی از پرخوری و همچنین تخریب محیط زیست و زندگی دامها می‌شد.

    منبع: کتاب Becoming Vegan (در دست انتشار)




  5. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما giak برای ارسال این پست سودمند:

    baher (04-11-2014),Bahman7 (20-11-2014),DiakoFeiz (05-11-2014),محمد132 (04-11-2014)

  6. #4
    عضو انجمن
    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    ارسال ها
    4
    تشکر
    2
    تشکر 4 بار در 3 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط giak نمایش پست ها



    یک معرفی مختصر از تاریخچه گیاهخواری:

    یشگامان اصلاحات اجتماعی افرادی شجاع هستند که بیشتر از اینکه به فکر این باشند که دیگران چه فکری راجع به آنها می کنند نگران راستی، دادگری و انسانیت هستند. بدون وجود این افراد در جامعه اکنون زنان ما هنوز قادر به رای دادن نبودند، تنها ثروتمندان می توانستند درس بخوانند و هنوز برده داری قانونی قلمداد می شد. سالهای سال گیاه خواران و پیشگامان وگن همه ی هم و غم خود را مصروف این امر نهادند که بی عدالتی دیگری از صحنه ی روزگار محو شود: کاری که با حیوانات یا بقول بسیاری غذا می کنند. هزاران سال پیش بود که افرادی چون فیثاغورث، بودا، افلاطون و پلوتارک به فکر مقابله با این بی عدالتی افتادند اما تنها در اواسط قرن نوزدهم بود که در فرهنگ غربی تحولی در این زمینه پدید آمد. در 30 سپتامبر 1847 بود 140 نفر در انگلستان گرد هم آمدند تا برای حفظ سلامت خود (و حیوانات) اعلام کنند دیگر قصد ندارند گوشت بخورند. این کار اولین گردهم آیی جامعه ی گیاه خواران (گروهی که قصد داشتند علناً از غذای بدون گوشت حمایت کنند) بود. واژه ی گیاه خوار که در سال1842 وارد فرهنگ لغت شد توسط این جامعه پذیرفته شد. این واژه از واژه ی لاتین “Vegetus”به معنای "کل، کامل، تازه و جاندار" بود.


    جامعه ی گیاه خواران نشریه ای به نام پیام گیاه خوار منتشر کرد. پیام نشریه ساده بود : زندگی کن و بگذار زندگی کنند . اعضای جامعه ی گیاه خواری میخواستند خودشان به عنوان الگوی این پیام محسوب گردند . یکی از افراد مهم در این جامعه جوزف بروترتون "Joseph Brotherton" (1783_1857) بود که ضمناً اولین عضو مجلس هم بود که مخالف حکم اعدام محسوب می شد . بروترتون هم مانند بسیاری از دیگر رهبران جنبش گیاه خواری طالب اصلاحات در زمینه های انسان دوستانه از طریق نشر مهربانی در میان جامعه بود و تلاش میکرد تا شرایط سخت کار کودکان را بهبود بخشد.
    بروترتون در یک خانواده متوسط به دنیا آمد یعنی در همان خانواده ای که سعی میکرد خانواده های مشابه خانواده‌ی خودش را در آینده مورد یاری و کمک قرار دهد . بروترتون در زمانی که نوجوان بود در آغاز قرن نوزدهم تحت تاثیر کشیشی به نام ویلیام کاوهرد "William Cowherd" قرار گرفت که در سالفورد در منطقه ی صنعتی شمال کشور انگلستان به ارشاد مردم مشغول بود . این کشیش توانست جماعت زیادی را همراه خود کند که همه ی آنها هم قسم شده بودند که گوشت نخورند . اوایل قرن نوزدهم دورانی بسیار سخت برای افراد فقیر جامعه بود و پیشنهاد کاوهرد برای مصرف سوپ سبزیجات به صورت رایگان که از طرف کلیسا به مردم داده می‌شد باعث شد مردم زیادی به حمایت از کشیشان آن منطقه گرایش پیدا کنند .


    تاثیر کشیش اعظم کاوهرد به قلمرویی فراتر از حد انتظارش کشیده شد. یکی از شاگردان این کشیش به نام کشیش اعظم ویلیام متکالف در سال 1817 همراه با مسیحیان دیگر اعضای فرقه‌ی مسیحیان کلیسای انجیل وارد آمریکا شد، دو نفر از افراد صاحب نفوذی که در منطقه ی فیلادلفیا تحت تاثیر کشیش متکالف قرار گرفتند سیلوستر گراهام سخنران آتشین مزاج، طرفدار غذاهای خام و مبدع غذای کامل گراهام کِرَکِرز و همین طور برانسون آلکوت پدر لوییزا می آلکوت نویسنده ی معروف بودند. حتی در یک مورد آلکوت سعی کرد یک جامعه‌ی "وگن" را هم در فیلادلفیا تشکیل دهد، کاری که در آن منطقه بسیار چالش بر انگیز بود. این مردان به همراه کسانی که تحت تاثیرشان قرار گرفتند هسته ی اصلی انجمن گیاه خواران آمریکا را در سال 1850 تشکیل دادند. این انجمن در محیطی سرشار از کار سخت و فقر گسترده شکل گرفت. در آن جامعه بودند افرادی که غذا های تقلبی به خورد مردم میدادند و اعتیاد و الکل هم بسیار زیاد بود اما در عین حال در همین دوره بود که رهبران بزرگ و ایده آلیست‌ها کم کم توانستند حرکت های اجتماعی را برای آزادی بردگان و دادن حق رای به زنان و همچنین امکان آموزش همگانی برای کودکان آغاز کنند.


    در یک و نیم قرن بعد علاقه به گیاه خواری با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بود. در دهه ی هشتم قرن نوزدهم میلادی 34 رستوران گیاه خواری در لندن تاسیس شده بود که علاوه بر برخی خدمات محل مناسب و اقتصادی برای زنان کارگری که میخواستند غذایی در رستوران بخورند محسوب می‌شدند. آرنولد هیلز که ورزشکار ,صنعتگر و طرفدار غذاهای خام بود و از 1857 تا 1927 میزیست مقاله ای در دفاع از "غذاهای زنده" نوشت و به این طرز تفکر که گوشت برای تولید ماهیچه در بدن لازم است تاخت . ازطرفی اعضای باشگاه دوچرخه سواری گیاه خواری رکورد های جهانی را به نام خود ثبت کردند و مجله های گیاه خواری هم مقاله هایی در رابطه با ارزش رژیم های بدون گوشت برای بالا بردن استقامت در ورزش نوشتند.


    جورج برنالد شاو (1856_1950) زمانی که نوشته های با شور و علاقه ی شلی را در رابطه با گیاه خواری خواند خود تبدیل به گیاه خوار شد . شلی خود از رژیمی پیروی میکرد که نزدیک رژیم وگن‌ها بود . نوشته های شاو در طرفداری از گیاه خواری هم سرشار از طنز معمول جورج برناد شاوی بود و هم نظر عامه ی مردم را مورد توجه قرار میداد:
    "لطفاً هر احساس تهوعی که به شما دست میدهد را مرتبط به این ندانید که بدن شما در حال حاضر نیاز به گوشت دارد و به همین دلیل است که مزاج شما به هم ریخته است"


    "گیاه خواری شادی حقیقی زندگی است؛ این که تصور کنیم فرد قدرت مندی هستیم و به شکل نیرویی در طبیعت عمل میکنیم به جای این که یک لخته ی گوشت خودخواه باشیم که بسیار با ولع گوشت میخورد"
    یکی از دوستان و هم عصران شاو موهاندس(بعدهاً مهاتما ) گاندی بود که گیاه خوار بزرگ شده بود. فلسفه ی نخوردن گوشت حیوانات هماهنگ با تفکر هندوها به نام "آهیمسا " یا عدم خشونت میباشد که در فرهنگ هندی گاندی هم جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده بود. سفرهای گاندی برای مطالعه ی حقوق در لندن در زمانی بود که در میان غربی ها علاقه به فلسفه، اخلاق، دین و روش زندگی شرقی ها پدید آمده بود. به عقیده ی گاندی غذای طبیعی انسان باید اکیدا غیر حیوانی باشد. او انتظار داشت با درک بیشتر علم تغذیه و دانش صحیح غذا خوردن، بشر به تدریج بتواند از ضمیر نا خود آگاه خود که طالب غذای بی گوشت است پیروی کند.


    در قرن بیستم در دولت های انگلیسی و آمریکای شمالی اولویت امر، جلوگیری از سوء تغذیه بود. برای مثال در انگلیس رژیم های افراد فقیر تقریبا نزدیک گیاه خواران بود با این حال این رژیم ها نتیجه ی سختی اوضاع اقتصادی بود نه انتخاب ارادی افراد و به دلیل این که محاسبات دقیق در رابطه با آنها انجام نشده بود از لحاظ تغذیه انرژی کافی را به فقیران نمیرساند چون بیشتر از نان سفید و چای تشکیل شده بود! برخی از نوزادان از اصطلاحاً شیری که از آرد و آب تهیه شده بود و در واقع تنها شکل شیر را داشت تغذیه میکردند. این تغذیه نامناسب و شرایط نامناسب زیستی و وضعیت بد بهداشتی باعث شده بود از هر 4 نوزاد یک نوزاد بمیرد. با شروع جنگ جهانی اول یک برنامه‌ی جدید غذایی بر مبنای گروه‌های غذایی توسط وزارت کشاورزی ایالت متحده ی آمریکا تدوین و به مرحله‌ی اجرا گذاشته شد. آگاهی از مزایای ویتامین ها و مواد معدنی تازه کشف شده ، کشور های هر دو سوی اقیانوس اطلس را تحت تاثیر قرار داد. تحقیقات دانشمندان مبتنی بر عوارض کمبود پروتئین تیتر روزنامه‌ها شد. فرگشایی غذاهای مختلف نشان داد که محصولات لبنی و گوشت پر از منابع پروتئین بوده و تغذیه کودکان با این نوع غذاها باعث رشد سریعترشان میشود. با توجه به این نتایج مقامات تصمیم گرفتند از تولید و توزیع غذا های حیوانی برای حل بسیاری از مشکلات تغذیه حمایت کنند.


    در عین حال در همان دوران برخی از اعضای حرکت های گیاه خواری هم بودند که تمایلی به مصرف تولیدات حیوانی و گوشت تازه نداشتند . بین سال های 1909 و 1912 نشریه ی پیام گیاه خوار رژیم غذایی را ارایه کرد که نه تنها گوشت نداشت بلکه تخم مرغ، شیر، کره و پنیر را هم از رژیم غذایی حذف کرده بود با این تعبیر که این محصولات حیوانی میتوانند بر سلامتی افراد اثر منفی بگذارند و اخلاق و رفتار آنها را هم تحت تاثیر قرار دهند. در بریتانیا تاکید بر تاثیری که غذا های گوشتی روی اخلاق افراد می گذاشت نقش اصلی را در انگیزه دادن به گیاه خواران برای تبلیغ روش خود ایفا میکرد اما در آمریکای شمالی بیشتر روی مزایای بهداشتی و سلامتی گیاه خواری تاکید می شد. از جمله گروه هایی که در آمریکا روی این موضوع متمرکز بود انجمن بهداشت طبیعی آمریکا بود.
    با وجود این که بودند افرادی که بسیار سفت و سخت به گیاه خواری چسبیده بودند اغلب مردم تمایل داشتند از الگوهای غذایی پیروی کنند که در آن محصولات حیوانی به وفور مورد استفاده قرار میگرفت. در دهه چهار و پنج سده‌ی بیستم سیاستگذاری های غذایی به نحوی تدوین شده بود که یارانه‌هایی را برای ابتیاع محصولات حیوانی و تشویق مردم به مصرف محصولات دامی در نظر گرفته بود. از حدود سال 1955 کشاورزی صنعتی سعی کرد میزان تولید و مکانیزه کردن تولید محصولات غذایی را افزایش داده و در مقابل کمتر به فکر تامین معاش خانواده های روستایی باشد . به این ترتیب افراد هر چه می گذشت بیشتر از منبع غذایی اصلیشان فاصله می گرفتند و غذاها به سمت محصولات فراوری شده و کارخانه ای می رفتند . تحقیقات علمی هم بیشتر روی این موضوع متمرکز بودند که مقدار لازم از مواد مغذی که برای رشد و سلامتی مورد نیاز است دریافت شود و توجه کمتری به بیماری های ناشی از پرخوری و همچنین تخریب محیط زیست و زندگی دامها می‌شد.

    منبع: کتاب Becoming Vegan (در دست انتشار)


    با سلام
    در مورد گسترش عدالت اجتماعی و از بین رفتن فقر و سلامت بدن و حتی محیط زیست اعتدال در مصرف گوشت و همه غذا ها مفید است و به بیانی دیگر اگر اعتدالی در گوشتخواری باشد هیچوقت آن باعث بهم خوردن اعتدال محیط واز بین رفتن عدالت نمیشود و ان افراط و فساد است که باعث بی نظمی و بی عدالتی میشود و در واقع علت بی عدالتی ، فساد و قدرت طلبی و خودخواهی است (که مظاهر مختلفی دارد)و اینکه بخواهیم با این تفکر عدالت را بوجود بیاوریم موثر نیست چرا که این طرز تفکر هیچگاه ما را به مبارزه با بی عدالتی وانداشته زیرا راه مبارزه با فساد نیست وشاید فقط نشانه همدردی با فقرا باشد و نظاره مفاسد .

    اما در مورد عطوفت انسان نسبت به حیوانات که در مختصر تاریخچه ان بیان شد باید عرض کنم که خوردن گوشت از نظر مبانی دینی ما تحریم نشده و چه بسا به آن دستور هم داده شده باشد در اینجا تزاحمی با دین بوجود می اید که به حکم عقل به این علت که مصالح و مفاسد واقعی امور عالم را خداوند به تمامه میداند حکم بشر ساقط است .برای مطالعه دقیق و قضاوت لطقا لینک زیر را بخوانید
    http://www.askdin.com/thread42361.html

    نتیجه :برقراری عدالت اجتماعی و بقای سلامت انسان و محیطزیست با رعایت اعتدال در تمامی شءون میسر است
    و اینکه گوشتخواری چون در تزاحم با دین نیست به تبع در تزاحم با عقل هم نیست نیست (با خواندن لینک بالا)


    این عراءض، افکار و احتمالات خود بنده است و برداشت های عقلی خودم و منسوب به دین یا ...نیست .



 

 

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

اکنون 1 کاربر در حال مطالعه مبحث هستند (0 عضو و 1 مهمان)

برچسب برای این موضوع

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
ساعت 05:25 بر حسب GMT +3.5 می باشد. Powered by: vBulletin Version 4.2.1 vBFarsi Language Pack Version 4.2
Forum Modifications By Marco Mamdouh مطالب درج شده توسط کاربران بیانگر نظر شخصی آنها بوده و ممکن است همسو با اهداف و دیدگاه های مدیریت سایت نباشد. تمامی مطالب و مقالات ارائه شده فقط جنبه اطلاع رسانی دارند.