مهمان گرامی خوش آمدید، جهت عضویت در سایت و دسترسی به کلیه امکانات آن لطفاً کلیک کنید
«پایان بهره‌کشی از حیوانات»
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 12 از مجموع 23
Like Tree11Likes

موضوع: «پایان بهره‌کشی از حیوانات»

  1. #1
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    Lightbulb «پایان بهره‌کشی از حیوانات»


    پروفسور گری فرانسیون (استاد امریکایی دانشکده حقوق راتگرز) اولین بار رویکرد «پایان بهره‌کشی از حیوانات» را در دهه‌ی ۹۰ کلید زد. هدف این جنبش، پایان‌دادن به هر نوع استفاده از حیوانات در زندگی افراد جامعه بود؛ و روش آن چیزی جز آموزش خلاقانه و غیرخشونت‌آمیز وگانیسم به مردم نبود. ما نیز همچون او اعتقاد داریم که حیوانات «اشخاص» غیرانسان هستند که یک حق اساسی دارند و آن این است که به عنوان داراییِ انسان‌ها با آنان برخورد نشود. اگر شخصیت معنوی حیوانات را به رسمیت می‌شناسیم، تنها پاسخ منطقی وگانیسم خواهد بود.

    هدفِ این تاپیک، ترویج رویکرد «پایان بهره‌کشی از حیوانات» و آموزش مسالمت‌آمیز «وگانیسم» است. با این وجود، تقاضا می‌کنیم در صورت امکان، مستقیماً آثار پروفسور فرانسیون را مطالعه نمایید، تا با تئوری «اخلاق حیوانات» وی بیشتر آشنا شوید. به مرور زمان ما ترجمه‌های عقاید وی را در اختیار مخاطبین قرار می‌دهیم.

    برایِ کسب اطلاعات بیشتر، لطفاً از وب‌سایت و برگه‌ی فیس‌بوک «رویکرد 'پایان بهره‌کشی' به حقوق حیوانات» پروفسور فرانسیون بازدید نمایید:


    وگانیسم یعنی پرهیز از خشونت؛ پرهیز از خشونت نسبت به سایر موجودات ذی‌شعور، پرهیز از خشونت نسبت به خودمان، و پرهیز از خشونت نسبت به کره‌ی زمین. از‌ خیلی جهات می‌توان آن را ادامه‌ی منطقی جنبش «صلح» که امثال گاندی آغازگر آن بودند، دانست. وگانیسم یعنی سه بار در روز خشونت را وارد بدن‌مان نکنیم. یعنی از پوشیدن و هر گونه استفاده‌ی دیگر از آنان دست برداریم. و خشونتی که در بهره‌کشی از حیوانات وجود دارد را از زندگی‌مان محو کنیم.

    آدرس وبلاگ و برگه‌ی فیس‌بوک ما:


    به جنبش «پایان بهره‌کشی» بپیوندید. همین امروز وگان شوید. وگان‌شدن هم آسان است و هم درست‌ترین کار.



    ویرایش توسط baher : 25-04-2015 در ساعت 09:24
    baher and tooka like this.

  2. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما Modernist برای ارسال این پست سودمند:

    baher (23-01-2015),Bahman7 (23-01-2015),giak (23-01-2015)

  3. #2
    مدیر تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    325
    تشکر
    22
    تشکر 633 بار در 267 پست

    پیش فرض

    سلام و خوشآمد به شما دوست عزیز
    ر. رمضانی مقاله های مفیدی برای طرح این بحث در رادیو زمانه نوشته. ممنون برای معرفی.

    هر چند با نتیجه گیری فرانسیون که دعوت به وگن بودن است موافقم اما به نظرم رویکرد «حق محور» او (و تام ریگان) به حقوق حیوانات نمی تواند راهکار مناسبی برای استدلال و متقاعد کردن مردم باشد. به علاوه موضع سفت و سخت ایشون که هر گونه تلاش برای رفاه حیوانات رو عملا یک نوع «خیانت» محسوب می کنه به هیچ وجه سازنده نیست و نمی تونه مبنای نظری مناسبی برای کنشگری به نفع حیوانات باشه.

    برای رد رویکرد فرانسیون یک نفر می تونه به راحتی بپرسه منشاء این «حقوق» ادعایی شما کجاست؟ خدا، طبیعت یا بشر؟

    خدای یهود و مسیحیت و اسلام که نمی تونه مبنای این حقوق باشه. چون ادیان ابراهیمی صراحتا می گویند که انسان اشرف مخلوقات است و تملک، کشتن و خوردن حیوانات کاملا حلال (یا کوشر) است و در انجیل هم گفته شده که انسان بر موجودات برّ و بحر سلطه (dominion) داره. پس حداقل در چارچوب ادیان ابراهیمی، صحبت از
    بردگی‌ستیزی
    برای حیوانات بی معناست.

    «حق حیات» یک حق طبیعی هم نیست چون در طبیعیت حیوانات همواره مشغول خوردن و بهره کشی از هم بوده اند و خواهند بود. قانون طبعیت، قانون جنگله و در این قانون حق با کسیه که بازوها و آرواره های قوی تری داره و اساسا ملاحظات فرانسیون محلی از اعراب نداره.

    «حق اموال دیگران نبودن» یک حق اعطا شدن توسط بشر (حق عرفی) هم نیست. چون بشر هم تا همین اواخر هیچ حقی به حیوانات برای زنده بودن نداده است. البته از این به بعد می تونه قضیه طور دیگری باشه اما این بستگی به تغییر ذهنیت بخش مهمی از مردم داره.

    می شه استدلال کرد که رویکرد فرانسیون که به یک مفهوم بی پایه ای مثل «حقوق حیوانات» متوسل میشه راه مناسبی برای تغییر این ذهنیت است یا رویکرد «آسیب محور» که مبتی بر حداقل کردن آسیب (درد و رنج) غیرلازم به حیوانات است و مبنای قوی زیست شناختی داره. بالاخره هیچ آدم عاقلی نمی تونه انکار کنه که پستانداران هم مثل ما درد می کشند و هیچ آدم با وجدانی نمی تونه بگه که اعمال درد و رنج غیر لازم به حیوانات اخلاقا کار خوبیه اما ادعای اینکه حیوانات حقوقی دارند که باید به اون حقوق احترام گذاشت نیاز به مفروضات سستی است که به راحتی میشه اونها رو منکر شد.

    دیدگاه های ایده آلیستی فرانسیون در تقابل با رویکرد پراگماتیک کنشگران حقوق حیوانات مثل پیتا رو در این ویدیو به خوبی میشه ملاحظه کرد:



    لینک ویدیو بالا: https://www.youtube.com/watch?v=UJ1qFdR1cHA

    در مورد اسم صفحه فیسبوک تون، با توجه به اینکه «گیاهخواری اخلاقی» منحصر به نگرش «بردگی ستیزی» فرانسیون نیست به نظرم اسم صفحه بیش از حد تعمیم یافته. چه بسا بهتر باشه اسم صفحه رو همون «بردگی ستیزی» بگذارید.
    موفق باشید


  4. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما giak برای ارسال این پست سودمند:

    baher (23-01-2015),Bahman7 (28-01-2015),Modernist (23-01-2015)

  5. #3
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط giak نمایش پست ها
    سلام و خوشآمد به شما دوست عزیز
    درود و تشکر. خوشحالم که در جمع شما نیکان هستم.

    هر چند با نتیجه گیری فرانسیون که دعوت به وگن بودن است موافقم اما به نظرم رویکرد «حق محور» او (و تام ریگان) به حقوق حیوانات نمی تواند راهکار مناسبی برای استدلال و متقاعد کردن مردم باشد.
    البته تفاوت‌هایی بین نظریات فرانسیون و ریگان وجود داره، مثلاً ریگان معتقده که در موقعیت تناقض بین حقوق انسان و حیوان، ما باید حق رو به انسان بدیم. فرضاً اگه در یک قایق یک سگ و یک انسان با ما باشند، و مجبور باشیم یکی از این دو رو از قایق به پایین پرت کنیم، ما باید سگ رو پرت کنیم به درون آب چون سگ فهم و درک کمتری نسبت به انسان داره و جون‌ش براش اهمیت کمتری داره. ولی فرانسیون با این نظریه مخالفه و معتقد نیست ما می‌تونیم پرت‌کردن هیچ‌کدوم از این دو رو از لحاظ اخلاقی توجیه کنیم.

    نمی تواند راهکار مناسبی برای استدلال و متقاعد کردن مردم باشد. به علاوه موضع سفت و سخت ایشون که هر گونه تلاش برای رفاه حیوانات رو عملا یک نوع «خیانت» محسوب می کنه به هیچ وجه سازنده نیست و نمی تونه مبنای نظری مناسبی برای کنشگری به نفع حیوانات باشه.
    اتفاقاً نظریات ایشون تعداد بیشتری رو به وگان‌شدن متقاعد می‌کنه تا نظریات خیلی دیگه از اساتید این -به اصطلاح- جنبش حقوق حیوانات (چون واقعاً جنبشی در کار نیست بیشتر به یک کالت شبیهه)

    درمورد تلاش برای رفاه حیوانات، فرانسیون معتقده اولاً این تلاش‌ها به هیچ نتیجه‌ی قابل‌توجهی برای بهتر شدن وضع حیوانات نمی‌انجامه و در این ۲۰۰ سال گذشته که از آغاز این حرکت‌های رفاهی می‌گذره وضع حیوانات از همیشه بدتر شده و امروز ما بیشتر از هر زمان تاریخی دیگه ازشون برای انواع و اقسام اهداف سؤاستفاده می‌کنیم و همچنان این موضوع قوی‌تر از گذشته است. پس کنش‌های رفاهی رسماً بی‌فایده بودن و هستن و خواهند بود.

    دوماً فرانسیون عقیده داره که تمام این تغییرات رفاهی چیزهایی هستن که خود صنعت دامپروری یا گوشت و لبنیات و... به هر حال به سمت‌شون خواهد رفت و تمام این تغییرات کاملاً به نفع بازوهای صنعتی‌یه. چون حیوانات اموال اونا هستن و هیچ‌کسی منطقی نمی‌دونه (چه برسه به بازاری‌ها و صنعتی‌ها) که با اموال خودش بد تا کنه و بهشون صدمه بزنه. شما یک ماشین که می‌خرین آیا می‌ذارین کسی روش خط بندازه؟ جواب نع هست؛ به همین دلیل خب صنعت گوشت و لبنیات هم نمی‌خواد رو گاو و گوسفنداش خط بیفته و صدمه‌ای برسونه. چون به ضرر خودش تموم می‌شه. پس به این دو دلیل با تغییرات «رفاهی» مخالف هست و منم شدید باهاش موافقم.

    برای رد رویکرد فرانسیون یک نفر می تونه به راحتی بپرسه منشاء این «حقوق» ادعایی شما کجاست؟ خدا، طبیعت یا بشر؟

    خدای یهود و مسیحیت و اسلام که نمی تونه مبنای این حقوق باشه. چون ادیان ابراهیمی صراحتا می گویند که انسان اشرف مخلوقات است و تملک، کشتن و خوردن حیوانات کاملا حلال (یا کوشر) است و در انجیل هم گفته شده که انسان بر موجودات برّ و بحر سلطه (dominion) داره. پس حداقل در چارچوب ادیان ابراهیمی، صحبت از
    بردگی‌ستیزی
    برای حیوانات بی معناست.
    امّا dominion به مفهوم domination نیست. dominion بیشتر مفهوم نظارت و مراقبت رو می‌ده. ضمن اینکه یک‌مقدار تحقیق بیشتر در دین‌ها به ما این برداشت رو می‌ده که تمامی ادیان بر ضد خشونت علیه حیوانات هستن و به همون اندازه که می‌شه مدارک دال بر اشرف مخلوقات بودن و حق تملک و غیره پیدا کرد، می‌شه مدرک برای نظریهٔ متضادش که همون وگانیسم‌ه در کتاب‌های دینی پیدا کرد، چه بسا حتا قوی‌تر و عمیق‌تر.

    «حق حیات» یک حق طبیعی هم نیست چون در طبیعیت حیوانات همواره مشغول خوردن و بهره کشی از هم بوده اند و خواهند بود. قانون طبعیت، قانون جنگله و در این قانون حق با کسیه که بازوها و آرواره های قوی تری داره و اساسا ملاحظات فرانسیون محلی از اعراب نداره.
    می‌شه این بحث رو پیش کشید که ما انسان‌ها اساساً حیوان‌های گوشت‌خوار نیستیم و خوردن محصولات حیوانی با طبیعت‌مون در تضاده. ولی فکر می‌کنم فرانسیون این مبحث رو زیاد روش تمرکز نمی‌کنه.

    «حق اموال دیگران نبودن» یک حق اعطا شدن توسط بشر (حق عرفی) هم نیست. چون بشر هم تا همین اواخر هیچ حقی به حیوانات برای زنده بودن نداده است. البته از این به بعد می تونه قضیه طور دیگری باشه اما این بستگی به تغییر ذهنیت بخش مهمی از مردم داره.
    خب این تغییر ذهنیت چطور رُخ می‌ده؟ تا وقتی که ما هی صحبت از بهبود رفاه حیوانات کنیم که کسی به هوش نمیاد که وگانیسم تنها راه حل عقلانی مشکلاته. ملت به وارونه این تصور از اعمال ما براشون پیش میاد که تا وقتی که حیوانات در وضعیت بهتری در کشتارگاه‌ها بتونن زنده باشن و بعد با کمترین درد ممکن کشته بشن، مسئله اوکی می‌شه و لازم نیست نگران موضوع دیگه‌ای باشن و می‌تونن برگردن به وضع قبلی و همبرگر و کباب راسته خودشونو با خیال راحت بخورن. یکی دیگه از نقدهایی که به «رفاه» وارده همین مسئله است که حرکت‌های رفاهی انسان‌های غیر وگان رو خیال‌شونو راحت‌تر می‌کنه و باعث می‌شه هیچ حرکتی در زمینهٔ قطع کامل استفاده از حیوانات انجام ندن.

    می شه استدلال کرد که رویکرد فرانسیون که به یک مفهوم بی پایه ای مثل «حقوق حیوانات» متوسل میشه راه مناسبی برای تغییر این ذهنیت است یا رویکرد «آسیب محور» که مبتی بر حداقل کردن آسیب (درد و رنج) غیرلازم به حیوانات است و مبنای قوی زیست شناختی داره. بالاخره هیچ آدم عاقلی نمی تونه انکار کنه که پستانداران هم مثل ما درد می کشند و هیچ آدم با وجدانی نمی تونه بگه که اعمال درد و رنج غیر لازم به حیوانات اخلاقا کار خوبیه اما انکار اینکه حیوانات حقوقی دارند که باید به اون حقوق احترام گذاشت نیاز به مفروضات سستی است که به راحتی میشه اونها رو منکر شد.
    اتفاقاً برعکس. فرانسیون معتقده که نظریات حقوق حیوانات برای مردم عادی قابل هضم‌تر از نظریات رفاهی هست. فقط ما باید بتونیم این مباحث رو با ادله و مدارک کافی و بحث‌های منطقی و صلح‌جویانه براشون خط‌کشی کنیم تا مسئله کاملاً شفاف‌سازی بشه و ببینن که وگانیسم تنها راه‌حل منطقی و عقلانی‌یه اگر ما برای حیوانات هیچ ارزشی قائل باشیم.

    دیدگاه های ایده آلیستی فرانسیون در تقابل با رویکرد پراگماتیک کنشگران حقوق حیوانات مثل پیتا رو در این ویدیو به خوبی میشه ملاحظه کرد:
    البته فرانسیون پیتا رو در حال حاضر یک شرکت خیریه می‌دونه که برای حفظ سرمایه‌گذاران و اهداکنندگان مالی خودش کاملاً مجبوره خنثی عمل کنه و صرفاً دنبال مشکلات رفاهی بره و هیچ صحبتی از حقوق نکنه. چون طبق گفتهٔ خودشون بیشتر حمایت‌کنندگان مالی‌شون حتا گیاهخوار وجتریان هم نیستن چه برسه به وگان! حتا نکتهٔ تأسف برانگیزتر اینجاست که یکی از عوامل اصلی پیتا رسماً‌ در مصاحبه‌ای اعتراف کرده که نیمی از کارکنان پیتا وجتریان هستن و نیمی دیگه فکر می‌کنن این ایدهٔ خوبی‌یه! یعنی نیمی‌شون حتا وگان هم نیستن و وجتریان‌ان و نیمی دیگه گوشت‌خوارن! خوب وقتی عوامل پیتا خودشون زحمت وگان‌شدن به خودشون نمی‌دن و با این کارشون در صنعت خشونت و برده‌داری حیوانات همکاری می‌کنن، چطوری می‌خوان پیام وگانیسم رو به مردم برسونن؟

    در مورد اسم صفحه فیسبوک تون، با توجه به اینکه «گیاهخواری اخلاقی» منحصر به نگرش «بردگی ستیزی» فرانسیون نیست به نظرم اسم صفحه بیش از حد تعمیم یافته. چه بسا بهتر باشه اسم صفحه رو همون «بردگی ستیزی» بگذارید.
    موفق باشید
    ممنون. خودمم داشتم به این تغییر فکر می‌کردم ولی به‌نظرم دیدگاه فرانسیون کاملاً با «گیاهخواری اخلاقی» همخوانی پیدا می‌کنه چون بیشترین میزان توجه به بحث اخلاقی رو در ایشون می‌بینیم. بیشتر و عمیق‌تر از هر کس دیگه‌ای همون‌طور که گفتم در این شبه‌جنبش.


  6. #4
    مدیر تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    325
    تشکر
    22
    تشکر 633 بار در 267 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Modernist نمایش پست ها

    اتفاقاً نظریات ایشون تعداد بیشتری رو به وگان‌شدن متقاعد می‌کنه تا نظریات خیلی دیگه از اساتید
    شواهدی هم برای این ادعا دارید؟



    درمورد تلاش برای رفاه حیوانات، فرانسیون معتقده اولاً این تلاش‌ها به هیچ نتیجه‌ی قابل‌توجهی برای بهتر شدن وضع حیوانات نمی‌انجامه
    این که ایشون به چی معتقده اهمیتی نداره تا وقتی شواهدی برای اعتقادش عرضه نکنه.



    امروز ما بیشتر از هر زمان تاریخی دیگه ازشون برای انواع و اقسام اهداف سؤاستفاده می‌کنیم
    در مورد ایران شاید. اما در کل دنیا این حرف درستی نیست.
    از دهه ۱۹۹۰ با افزایش آگاهی و حساسیت مردم، بهبودهای مشخص و قابل توجهی در وضع حیوانات صورت گرفته. به خصوص قوانین رفاهی در اروپا پیشرفت های چشمگیری داشته اند. دستاوردهایی مثل منع تخم مرغ قفسی در اتحادیه اورپا، منع نگهداری گوساله قفسی در بریتانیا، منع کشتار حلال و کوشر در کشورهای اروپایی، ضوابط بهتری برای نگهداری دام ها که ذکر جزئیات شون در این مختصر نمی گنجه.


    پس کنش‌های رفاهی رسماً بی‌فایده بودن و هستن و خواهند بود.
    همان طور که در بالا با ذکر چند مثال نشان دادم این یک حکم غیر تاریخی و مهمل است.


    مدرک برای نظریهٔ متضادش که همون وگانیسم‌ه در کتاب‌های دینی پیدا کرد، چه بسا حتا قوی‌تر و عمیق‌تر.
    این نکته قابل توجهی است که کسانی با ذهنیت دین خویانه رویکرد امثال فرانسیون و ریگان رو جالب تر می بینند.
    بحث الاهیاتی در مورد اینکه منظور فلان کتاب مقدس درباره حیوانات چی بوده فقط برای پیروان آن کتاب مقدس می تونه جالب باشه. اما اگر پیرو آن کتاب مقدس نباشید این عرق ریزان روحی برای ارائه تفاسیر غیرتاریخی از متن مقدس که بدرد حیوانات بخوره براتون جالب نخواهد بود.


    البته فرانسیون پیتا رو در حال حاضر یک شرکت خیریه می‌دونه که برای حفظ سرمایه‌گذاران و اهداکنندگان مالی خودش کاملاً مجبوره خنثی عمل کنه و صرفاً دنبال مشکلات رفاهی بره و هیچ صحبتی از حقوق نکنه.
    من علاقه ای به مجادله سر الفاظ ندارم. ویدئویی که در بالا لینک کردم را ببینید تا برخی دستاوردهای ملموس قابل توجه پیتا را متوجه شوید.


    حتا نکتهٔ تأسف برانگیزتر اینجاست که یکی از عوامل اصلی پیتا رسماً‌ در مصاحبه‌ای اعتراف کرده که نیمی از کارکنان پیتا وجتریان هستن
    اگر فکر می کنید پیتا به قدر کافی رادیکال نیست به جای وقت تلف کردن برای حمله به امثال پیتا سعی کنید آستین بالا بزنید و خودتان کار مهمی برای حیوانات بکنید.

    با نشستن و بحث تئوریک حتی یک جوجه رو هم نمی توان نجات داد.


  7. #5
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط giak نمایش پست ها
    شواهدی هم برای این ادعا دارید؟
    یک مقاله‌ای ایشون در سال ۲۰۰۷ نوشتن به نام «همهٔ ما مایکل ویک هستیم!» نمی‌دونم با مایکل ویک آشنایی دارین یا نه؛ یک ورزشکار معروف آمریکایی بود که به‌صورت یواشکی مسابقات سگ بازی راه انداخته بود و سگ‌ها رو به جون هم می‌انداخت و بساط شرط‌بندی و کاسبی از این بازی خون‌آلود راه انداخته بود. آقای فرانسیون در این مقاله به مخاطبین می‌گفت که ما هیچ تفاوتی با مایکل ویک نداریم. اون می‌شینه تو یه زمین دعوای سگ‌ها رو تماشا می‌کنه و لذت می‌بره، بقیه‌ی ما تو حیاط پشتی‌مون بساط کباب راه می‌اندازیم و جنازه‌ی حیوانات رو می‌خوریم و لذت می‌بریم. هیچ تفاوتی بین حرکت ما و مایکل ویک نیست. فرانسیون میگه در عرض یک هفته بیشتر از ۱۰۰۰ ایمیل دریافت می‌کنه که نیمی‌شون می‌گن ما هیچ‌وقت از چنین زاویه‌ای به قضیه نگاه نکرده بودیم و الآن شاید وگان بشیم. و نیمی دیگه قصد جون‌شو می‌کنن و انتقاد شدید. حالا آقای فرانسیون فقط با یک مقاله‌اش تونست دید و ذهن ۵۰۰ نفر رو نسبت به وگانیسم باز کنه و مطمئن باشید با مقالات و مصاحبه‌های دیگه‌ی ایشون وتمام سخنرانی‌ها و کلاس‌ها و فعالیت‌های اجتماعی‌شون تا به امروز هزاران نفر رو به وگان تبدیل کردن. و با این کارشون جون میلیون‌ها حیوان رو نجات دادن. شک نکنید که با بحث و مناظره دربارهٔ وگانیسم می‌شه مردم رو تغییر داد. با نشستن و داد زدن تو فیس‌بوک و اینور اونور عکس‌های شکارچی‌ها رو گذاشتن؛ بعید می‌دونم...


    این که ایشون به چی معتقده اهمیتی نداره تا وقتی شواهدی برای اعتقادش عرضه نکنه.
    شاهدش رو هم بعدش گفتم: «در این ۲۰۰ سال گذشته که از آغاز این حرکت‌های رفاهی می‌گذره وضع حیوانات از همیشه بدتر شده»

    یک مثال بزنم. الآن در زمینه‌ی خز که این همه پیتا و سازمان‌های دیگه اقدامات رفاهی درموردش انجام دادن ما با رشد ۷۰ درصدی این صنعت مواجهیم. ملاحظه کنید:

    Twenty years ago, it would have been unheard of. To wear fur in Britain would have risked public censure and perhaps even having paint thrown over you.

    But the fur industry has fought back, rebranding itself as ‘ethical’ and ‘luxurious’ with a stealthy, sustained and, some might say, deeply cynical campaign aimed at young women. If the swing in attitudes among the new generation is anything to judge by, it’s working. A 2013 YouGov poll found just 58 per cent of 18 to 24-year-olds believed it wrong to use fur compared to 77 per cent of over-55s.

    And sales are shooting up: in 2011, the industry was worth £9 billion, a rise of more than 70 per cent in a decade.
    This means an estimated 50 million animals are killed on fur farms — which account for 85 per cent of all pelts — each year.

    منبع

    در مورد ایران شاید. اما در کل دنیا این حرف درستی نیست.
    از دهه ۱۹۹۰ با افزایش آگاهی و حساسیت مردم، بهبودهای مشخص و قابل توجهی در وضع حیوانات صورت گرفته. به خصوص قوانین رفاهی در اروپا پیشرفت های چشمگیری داشته اند. دستاوردهایی مثل منع تخم مرغ قفسی در اتحادیه اورپا، منع نگهداری گوساله قفسی در بریتانیا، منع کشتار حلال و کوشر در کشورهای اروپایی، ضوابط بهتری برای نگهداری دام ها که ذکر جزئیات شون در این مختصر نمی گنجه.
    وضعیت مرغ‌های به اصطلاح قفس‌آزاد صنعت تخم‌مرغ، همچین هم پیشرفت قابل‌توجهی برای اون حیوانات به حساب نمیاد. قفس‌آزاد فقط یک قفس بزرگ‌تره ولی همچنان قفسه و اون مرغ‌ها همچنان نوک‌شون کنده می‌شه که به هم نوک نزنن، همچنان جوجه‌های نر کشته می‌شن، باز هم همه‌جا ضربه‌های و زخم‌های مختلف بهشون تحمیل می‌شه و هزار اتفاق ناگوار دیگه. چیزی به اسم کشتن محبت‌آمیز وجود نداره. در هر صورت وضعیت حیوانات افتضاحه و هیچ پیشرفتی براشون به حساب نمیاد.


    همان طور که در بالا با ذکر چند مثال نشان دادم این یک حکم غیر تاریخی و مهمل است.
    اصلاً‌ چنین عقیده‌ای ندارم. می‌تونم منابع مختلف رو براتون ذکر کنم که چطور تمام این تغییرات در هر صورت اتفاق میفتادن چون این تغییرات به طور کلی به نفع صنعت‌دارها هستن.


    این نکته قابل توجهی است که کسانی با ذهنیت دین خویانه رویکرد امثال فرانسیون و ریگان رو جالب تر می بینند.
    بحث الاهیاتی در مورد اینکه منظور فلان کتاب مقدس درباره حیوانات چی بوده فقط برای پیروان آن کتاب مقدس می تونه جالب باشه. اما اگر پیرو آن کتاب مقدس نباشید این عرق ریزان روحی برای ارائه تفاسیر غیرتاریخی از متن مقدس که بدرد حیوانات بخوره براتون جالب نخواهد بود.
    از چه نظر می‌فرمایید که افراد با ذهنیت دین‌خویانه رویکرد فرانسیون رو جالب‌تر می‌دونن؟ چرا اینطوری هست؟

    خب بحث الاهیاتی اساساً برای متقاعد کردن افراد مذهبی کاربرد داره. ما نمی‌تونیم اونا رو بی‌دین و کافر کنیم و مجبورشون کنیم از دین‌شون دست بردارن. ولی کاری که از دست‌مون برمیاد اینه که بهشون گوشزد کنیم که قانون «نباید کشت» و «شکم خود را مقبره حیوانات نسازید» هم در دین‌شون وجود داره و اگه به دین‌شون واقعاً اعتقاد دارن باید به این موارد هم عمل کنن.

    من علاقه ای به مجادله سر الفاظ ندارم. ویدئویی که در بالا لینک کردم را ببینید تا برخی دستاوردهای ملموس قابل توجه پیتا را متوجه شوید.
    من این ویدیو رو دیدم. واقعاً دستاورد هایی که آقای بروس فردریک ازش نام می‌بردن برام ملموس و قابل توجه نبودن، اتفاقاً باعث شدن که مردم بیشتر احساس خوبی از گوشت‌خوار بودن خودشون پیدا کنن و به روش‌های خودشون ادامه بدن،‌چون کشتار محبت‌آمیز و مهربانانه هیچ مشکلی نداره و با وجود این اقدامات رفاهی هیچ‌وقت لازم نیست ما گیاهخوار وگان بشیم. این برداشتی‌یه که مردم از چنین اقداماتی نسبت به وگانیسم پیدا می‌کنن.


    اگر فکر می کنید پیتا به قدر کافی رادیکال نیست به جای وقت تلف کردن برای حمله به امثال پیتا سعی کنید آستین بالا بزنید و خودتان کار مهمی برای حیوانات بکنید.

    با نشستن و بحث تئوریک حتی یک جوجه رو هم نمی توان نجات داد.
    اتفاقاً من فکر می‌کنم تنها چیزی که باهاش می‌شه به شکل واقعی و ملموسی جون حیوانات رو نجات داد و از وضعیت برده‌داری رهاشون کرد، نشستن و بحث کردن با آدم‌های عادی و آموزش دادن و دعوت‌کردنشون به وگان شدنه. وگرنه با این اقدامات رفاهی صد سال دیگه هم ما نمی‌تونیم دیدگاه عمومی رو نسبت به حقوق حیوانات تغییر شاخصی بدیم تا همه بفهمن که حیوانات ابزار دست ما نیستن که برای استفاده‌های خودمون ازشون سؤاستفاده کنیم.


  8. #6
    مدیر تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    325
    تشکر
    22
    تشکر 633 بار در 267 پست

    پیش فرض

    پیشرفت های دو دهه اخیر در رفاه حیوانات ممکنه برای شما و قهرمان تون فرانسیون مهم نباشه اما برای میلیاردها حیوانی که دست کم تا موقع مرگ کمتر درد کشیدند مسلما مهم بوده و خواهد بود.

    شما کجای این دنیا زندگی می کنید؟‌ این برای من شگفت انگیزه که شما همه پیشرفت های رفاه حیوانات رو به هیچ می گیرید در حالی که در این مورد ایران امروز در وضعیت انگلستان نیمه قرن نوزدهم به سر می بره و هیچ گونه قوانینی برای حمایت از حیوانات وجود نداره.

    به نظر من ادامه بحث و مشاجره بین (حقوق/رفاه) عبث ترین کاری است که یک مدافع حیوانات در ایران امروز میتونه خودش رو باهاش سرگرم کنه. البته ایرانی هایی در شرق ایران میشناسم (و احتمالا شما هم می شناسید)‌که لقب «مدافع حقوق حیوان» رو یدک می کشند و کلی تابلو و تشکیلات برای خودشون درست کرده اند اما تنها هنرشون این است که به این نوع فرقه بازی و وقت کشی بپردازند.

    اگر در ایران زندگی می کنید و واقعا به دنبال کاهش رنج حیوانات هستید و یک ذره از دنیای دور و بر خودتون اطلاع داشته باشید مجادله فرانسیون/پیتا (حقوق/رفاه) براتون جذابیتی نخواهد داشت.
    در ایران که چیزی حتی نزدیک به پیتا وجود نداره. پس حمله ی شما به پیتا مثل حمله ی دون کیشوت به دیوی میمونه که وجود خارجی نداره.

    نفی فعالیت برای رفاه حیوانات از جانب مردمی که از بسیاری جهات سیاسی/اجتماعی/فرهنگی همچنان در قرون وسطا زندگی می کنند از نظر من بیشتر یک نسخه برای بی عملی است تا هر چیز دیگر.

    در این وضعیت که ایران حتی کوچکترین قوانین رفاهی برای حیوانات رو نداریم، پناهگاه حیواناتی وجود نداره، و هیچ صدایی درباره برای وضع حیوانات در دامداری های صنعتی شنیده نمیشه، حمله هیستریک به رفاه حیوانات رو چطور میشه تعبیر کرد؟ پرت بودن از مرحله؟‌ نسخه ای برای بی عملی؟ یا یک برنامه طراحی شده برای عقیم گذاشتن هرگونه کنشگری معنادار به نفع حیوانات؟

    مثل اینه که شما قبل از اینکه از گاری سنتی پیاده شوید و اصلا یک بار سوار اتومبیل شده باشید، اتومبیل رو نفی کنید و بگویید که من به چیزی جز سفر به فضا رضایت نمی دهم. این کمکی به تحقق رویای شما (و بهتر شدن وضع اسب گاری تون) نخواهد کرد.

    -------
    از وضعیت فعلی ایران که بگذریم و قضیه رو در ابعاد دنیای متمدن نگاه کنیم...
    فرانسیون می تونه تا ابد درباره لغو بردگی سخنرانی کنه. اما «لغو بردگی» حیوانات رویای جذابی است که تا آینده قابل پیش بینی محقق نخواهد شد.

    اگر زیاد روی این تشبیه مانور بدهید بقیه در سلامت عقل شما شک خواهند کرد یا حتی ممکنه فکر کنند شما خوک ها و سیاهپوست ها رو در یک رده می دانید که با یک ادبیات درباره «بردگی» هر دویشان صحبت می کنید.

    این ملاحظات پایانی رو گفتم و متاسفم که بیش از این نمی تونم برای ادامه این بحث عبث وقت بگذارم.



  9. #7
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    من هیچ نکتهٔ عبثی در اینکه ما بیایم ضعف‌های یک جنبش رو بین خودمون مطرح کنیم و نقدش کنیم نمی‌بینم. اگه شما می‌بینید واقعاً براتون متأسفم. از نظر من هیچ چیزی مقدس و مبری از نقد نیست. حتی اگه نیت خیرخواهانه‌ای مثل دلسوزی برای حیوانات پشت‌ش باشه.

    اتفاقا ماها که هی از رفتار بقیهٔ مردم در رابطه با حیوانات انتقاد می‌کنیم، خودمون باید خیلی بیشتر از هر گروه دیگه‌ای ظرفیت نقد پذیری داشته باشیم. لطفاً فکر نکنید من اومدم اینجا که چیزی رو به هم بریزم. مطمئنم که نیت شما کاملاً پاکه و تمام تلاش‌تون برای بهتر شدن وضعیت حیوانات‌ه. من این تاپیک رو ایجاد کردم که کمی هم خودمون خودمون رو نقد کنیم و ببینیم چرا بعد از این همه تلاشی که برای حقوق حیوانات کردیم در این سال‌ها، تا اون حدی که باید و شاید نتونستیم موفق باشیم. من قصدم از ایجاد تاپیک این بود که دیدگاه‌های پروفسور فرانسیون رو ترجمه کنم و اینجا بذارم. اگه شما مایل نیستید هیچ اشکالی نداره، می‌تونیم کات بدیم و من برگردم به صفحهٔ فیس‌بوک خودم و همونجا کارم رو ادامه بدم.

    در مورد اقدامات رفاهی، من شکی ندارم که این اقدامات برای اون حیوونا مهم بوده. حتما بوده. امّا یه مثالی که فرانسیون می‌زنه اینه که اگه قرار باشه یه آدم بی‌گناه در یه زندانی اعدام بشه مطمئناً اگه قبل از کشته‌شدن براش موسیقی بتهوون رو بذاریم اون با آرامش خاطر بهتری به سوی مرگ می‌ره، ولی آیا این در سرنوشت نهایی‌اش تغییری ایجاد می‌کنه؟

    اقدامات رفاهی سازمان‌هایی مثل پیتا در نهایت باعث آزادسازی حیوانات نمی‌شن. بلکه برعکس، موجب می‌شن که مردم احساس بهتری نسبت به پروسهٔ برده‌داری حیوانات پیدا کنن و به خاطر همین همچنان به مصرف محصولات حیوانی ادامه بدن. چون فکر می‌کنن تنها چیزی که مهمه اینه که با حیوانات برخورد خوبی بشه، و تا وقتی که ما در کشتارگاه‌ها با حیوانات بدرفتاری نمی‌کنیم، دیگه خودمونو بی‌نیاز می‌کنیم از اینکه به طور کلی هر نوع استفاده ازشون رو کات کنیم. این پیام غلطی‌یه که ما با اقدامات رفاهی به مردم می‌فرستیم.

    در ایران هم تا دلتون بخواد سازمان‌های رفاه حیوانات وجود داره. شما ویدیوی مناظره‌ی فرانسیون/فردریک رو گذاشتید و من صرفاً در پاسخ به شما به پیتا اشاره کردم. و دلیلی هم نمی‌بینم که چون ما در ایران یک سازمان کپی برابر اصل پیتا نداریم نیایم از اقدامات سازمان‌های این شکلی انتقاد کنیم. ضمن اینکه شما در این سایت هم به حد زیادی از کمپین‌های پیتا استفاده می‌کنید پس انتقادم از پیتا خیلی هم بی‌ربط نیست.

    یک نکتهٔ دیگه اینکه من هیچوقت «نسخه‌ای برای بی‌عملی» نپیچیدم. من دارم می‌گم «عمل» ما باید روی تبلیغات برای وگان‌کردن مردم تمرکز داشته باشه. نه حمله به شکارچی‌ها و کمپین برای از بین بردن خز و جگر چرب (foie gras) و ... تا وقتی مردم پیام اصلی وگانیسم رو درک نکردن، بن‌کردن خز یا جگر چرب هیچ کمکی به از بین بردن تمامی شکنجه‌های حیوانات نمی‌کنه. و در ضمن هیچ تفاوتی بین جگر چرب و گوشت گوسفند و گوشت مرغ یا شیر و ماست نیست. همون‌طور که تفاوتی بین خز یا پشم یا چرم نیست. همه‌شون به یه اندازه اشتباهه و همه‌شون باید کات بشه.

    در این وضعیت که ایران حتی کوچکترین قوانین رفاهی برای حیوانات رو نداریم، پناهگاه حیواناتی وجود نداره، و هیچ صدایی درباره برای وضع حیوانات در دامداری های صنعتی شنیده نمیشه، حمله هیستریک به رفاه حیوانات رو چطور میشه تعبیر کرد؟ پرت بودن از مرحله؟‌ نسخه ای برای بی عملی؟ یا یک برنامه طراحی شده برای عقیم گذاشتن هرگونه کنشگری معنادار به نفع حیوانات؟
    آقا همه‌ی گزینه‌هات که بده! اولاً که من حمله‌ٔ هیستریک به رفاه حیوانات در ایران نکردم () بلکه به طور کلی در مورد رفاه حیوانات در دنیا صحبت کردم و قبلش هم گفتم که این تاپیک برای عقاید پروفسور فرانسیون‌ه و تأکید کردم که ایشون عقیده داره که این اقدامات بی‌فایده است.

    دوماً می‌دونی کنش معنادار برای حیوانات چیه؟ اینکه هر کدوم از ما هر هفته فقط یک نفر رو وگان کنیم. فقط یک نفر! خیلی هم زیاد نیست. یک نفر وگان در هفته می‌دونید یعنی چی؟ مثلاً بگیم کم کمش هر نفر در سال ۱۰۰ تا مرغ،۵۰ تا گاو، ۳۰ تا گوسفند و ۲۰ تا ماهی مصرف می‌کنه. حالا اگه ما تو این انجمن ۱۰ عضو فعال داشته باشیم که هر کدوم هفته‌ای یک نفر رو بتونه وگان کنه، یعنی جون چند حیوونو نجات دادیم؟ خودتون حساب کنید. ماشین حساب من میگه: یک سال ۵۲ هفته است، با وگان‌کردن هفته‌ای یک نفر توسط ۱۰ عضو فعال در یک سال ۵۲۰ وگان خواهیم داشت، که این ۵۲۰ وگان با مصرف نکردن محصولات حیوانی دست‌کم جون ۱۰۴,۰۰۰ حیوون رو در سال نجات می‌دن. حالا هر کدوم از اون ۵۲۰ نفر اگه سالی یک نفر رو هم وگان کنه می‌دونید یعنی جون چند حیوون در سال دوم نجات پیدا می‌کنه؟ به این می‌گن اقدام معنادار برای حیوانات!

    مثل اینه که شما قبل از اینکه از گاری سنتی پیاده شوید و اصلا یک بار سوار اتومبیل شده باشید، اتومبیل رو نفی کنید و بگویید که من به چیزی جز سفر به فضا رضایت نمی دهم. این کمکی به تحقق رویای شما (و بهتر شدن وضع اسب گاری تون) نخواهد کرد.
    این مثالی که زدید کاملاً مع‌الفارق‌ه. ما با کار کردن روی رفاه حیوانات داریم این پیام رو به مردم منتقل می‌کنیم که صرف «استفاده» از حیوانات هیچ اشکالی نداره و فقط مهم اینه که باهاشون «بدرفتاری» نشه. همین و بس. این پیام کاملاً غلطه، غیراخلاقی‌یه و در عمل ما رو به آزادسازی حیوانات نزدیک نمی‌کنه که هیچ، کیلومترها از این قضیه دور می‌کنه.

    فرانسیون می تونه تا ابد درباره لغو بردگی سخنرانی کنه. اما «لغو بردگی» حیوانات رویای جذابی است که تا آینده قابل پیش بینی محقق نخواهد شد.
    می‌دونید مثل چی می‌مونه؟ مثل این می‌مونه که بیایم بگیم می‌دونی چیه؟ ما هر چقدر برای حقوق زنان کار کنیم و به مردها آموزش بدیم که به زن‌ها تجاوز نکنن، بازم تا آیندهٔ نزدیک نمی‌تونیم از شر تجاوز به زنان نجات پیدا کنیم. همیشه عده‌ی زیادی از مردها در کرهٔ زمین باقی خواهند موند که همچنان به زنان تجاوز می‌کنن. پس بنابراین ما باید دست از تبلیغ علیه تجاوز به زنان بر داریم و بیایم برای تجاوز «مهربانانه» و «با لطافت بیشتر» تبلیغ کنیم و بگیم (به مردها) که لطفاً وقتی دارید به زنان تجاوز می‌کنید حداقل اونا رو کتک نزنید. یا آروم‌تر بهشون تجاوز کنید! می‌بینید وقتی مسئله رو به انسان‌ها تعمیم می‌دیم چقدر چنین تفکری خنده‌دار و مضحک به نظر میاد؟ چرا وقتی به حیوونا می‌رسیم یه دفعه واقع‌گرا می‌شیم و برای کشتار «مهربانانه» و «با لطافت» حیوونا تبلیغ می‌کنیم؟ هیچ تفاوتی بین این دو نیست.

    اگر زیاد روی این تشبیه مانور بدهید بقیه در سلامت عقل شما شک خواهند کرد یا حتی ممکنه فکر کنند شما خوک ها و سیاهپوست ها رو در یک رده می دانید که با یک ادبیات درباره «بردگی» هر دویشان صحبت می کنید.
    شما واقعاً مدیر سایت وگان‌کایند هستید؟ شما چطور می‌تونید به عنوان مدیر یه همچین سایتی، عقاید گونه‌پرستانه رو تبلیغ کنید؟ هیچ تفاوتی بین این دو برده وجود نداره. یک انسان و یک حیوان هر دو توانایی درد کشیدن دارن و هر دو به یه اندازه جون‌شون براشون مهمه. یعنی واقعاً حیوونا ارزششون از یه انسان کمتره؟ پس برای چی شما همچین سایتی رو راه انداختید؟ نکنه بیشتر هدف‌تون سلامتی‌یه و هیچ ملاحظه‌ی اخلاقی‌ئی برای حیوونا ندارین؟

    این ملاحظات پایانی رو گفتم و متاسفم که بیش از این نمی تونم برای ادامه این بحث عبث وقت بگذارم.
    امیدوارم نظرتونو تغییر بدین. اگر ما در یک «انجمن» نتونیم با هم بحث و گفتگو بکنیم پس باید کجا بحث و گفتگو کنیم؟ من نمی‌فهمم!


  10. #8
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض افراط‌گرایی و وگانیسم




    یک نکته‌ای که همیشه اذیتم می‌کنه اینه که بعضی از مردم به ما وگان‌ها برچسب افراطی می‌زنن.


    در جواب این دوستان، مطلب کوتاهی از پروفسور گری فرانسیون، استاد حقوق دانشگاه راتگرز واقع در ایالت نیوجرسی آمریکا رو به فارسی ترجمه کردم. خوندن‌ش بیشتر از ۲ دقیقه وقت شما رو نمی‌گیره.








    نه، وگانیسم اخلاق‌گرا افراطی نیست


    همکاران گرامی:


    هیچ‌چیز افراطی‌یی دربارهٔ وگانیسم اخلاق‌گرا وجود نداره.


    چیزی که افراطی‌یه خوردن گوشتِ درحال فساد و ترشحات بدن حیوانات‌ه.


    چیزی که افراطی‌یه اینه که ما بعضی حیوانات رو عضوی از خانواده‌مون می‌دونیم درحالی‌که چنگال‌مون رو در اجساد بقیهٔ حیوانات فرو می‌کنیم.


    افراط‌گرایی یعنی اخلاقی‌دونستن تحمیل مرگ و عذاب بر سایر موجودات درک‌کننده، صرفا چون از طعم محصولات حیوانی لذت می‌بریم یا از ظاهر لباس‌هایی که از پوست حیوانات درست می‌شن خوشمون میاد.


    چیزی که افراطی‌یه اینه که ما ادعا می‌کنیم که مرگ و عذاب «غیر ضروری» نمی‌تونه اخلاقی باشه، و بعد در استثمار روزانه‌ی حیوانات شرکت می‌کنیم که کاملا غیر ضروری‌یه.


    می‌خواید بدونید چی افراطی‌یه؟ تظاهر به صلح‌دوستی درحالی‌که خشونت، عذاب، شکنجه و مرگ رو بخش روزمره‌ای از زندگی‌مون کردیم.


    افراط‌گرایی اینه که ما از آدم‌هایی مثل مایکل ویک (۱)، ماری بیل (۲) و سارا پالین (۳) شیطان می‌سازیم، درحالی‌که خودمون همچنان از محصولات حیوانی استفاده می‌کنیم.


    افراطی اینه که ما ادعا می‌کنیم که حیوانات برامون مهم هستن و اونا رو جزوی از جامعهٔ اخلاقی می‌دونیم، ولی با خرید گوشت و شیر «خوشحال» از این برچسب‌های دغل‌بازانه حمایت می‌کنیم.



    چیزی که افراطی‌یه اینه که ما از خوردن گوشت دست برمی‌داریم امّا همچنان از محصولات لبنی استفاده می‌کنیم، درحالی که می‌دونیم هیچ تفاوت معقولی بین گوشت و لبنیات (و سایر محصولات حیوانی) وجود نداره. در تولید گوشت به همون اندازه عذاب و مرگ وجود داره که در تولید لبنیات، تخم‌مرغ و ... .


    می‌خواید بدونید چی افراطی‌یه؟ اینکه رژیم غذایی ما باعث بیماری‌های مختلف می‌شه و برای محیط زیست‌مون افتضاح به‌بار میاره.


    چیزی که افراطی‌یه اینه که ما بچه‌هامونو تشویق می‌کنیم که حیوانات رو دوست داشته باشن و در عین حال بهشون یاد می‌دیم که می‌تونن به کسانی که دوست‌شون دارن صدمه بزنن. ما به بچه‌هامون آموزش می‌دیم که عشق‌ورزیدن هیچ تضادی با سؤاستفاده کردن نداره. این واقعا افراطی‌یه، و خیلی غم‌انگیز.


    می‌خواید بدونید چی افراطی‌یه؟ این رؤیا که تا وقتی که اونا روی بشقاب و میزمون‌ان، بر تنمون آویزون‌ان و یا پاهامونو گرم نگه می‌دارن، ما خواهیم تونست به اخلاق در رابطه با حیوانات دست پیدا کنیم.


    نه، وگانیسم اخلاق‌گرا افراطی نیست. ولی خیلی چیزها هستن که ما حتی بهشون توجه هم نمی‌کنیم که کاملا افراطی هستن.


    اگه وگان نیستین، وگان بشین. این کار خیلی ساده است. هم برای سلامتی خودتون بهتره و هم برای کرهٔ زمین. ولی مهمتر از همه، از دید اخلاقی کار درست‌ه.


    جهان وگان است! اگر تو اراده کنی.


    گری ال. فرانسیون، ۲۰۱۰


    (۱) مایکل ویک: فوتبالیست معروف آمریکایی که به جرم راه‌اندازی مسابقات سگ‌بازی اعتراف کرد و محاکمه شد.
    (۲) ماری بیل: زنی که گربه‌ای رو به درون یک سطل زباله پرت کرده بود و آن حیوان ۱۵ ساعت در آن سطل زباله باقی موند.
    (۳) سارا پالین: سیاستمدار آمریکایی که در برنامهٔ زنده تلویزیونی یک گوزن کانادایی رو شکار کرد و کشت.


    No, Ethical Veganism is Not Extreme
    ©2010 Gary L. Francione

    baher and Bahman7 like this.

  11. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما Modernist برای ارسال این پست سودمند:

    baher (27-01-2015),giak (26-01-2015)

  12. #9
    مدیر تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    325
    تشکر
    22
    تشکر 633 بار در 267 پست

    پیش فرض

    خب من این بحث رو ادامه میدهم تا بیشتر افکار درخشان این جناب پرفسور رو بشکافیم.
    من با شما هیچ عداوتی ندارم. فقط سعی می کنم شما متوجه یک مطلق اندیشی مخرب پشت رویکرد فرانسیون کنم.

    اجازه بدهید که مقدمه ای بگم:
    من در کنفرانس اخیر حقوق حیوانات در لوکزامبورگ شرکت داشتم. تقریبا تمام جلسات رو رفتم و می تونم بگم که در این جنبش سه جریان کلی رو میشه مشاهده کرد:
    ۱. vegan outreach: کار تبلیغی به نفع وگنیسم روی مدیا و در خیابان. همین کار پسندیده ای که شما می خواهید بکنید.
    ۲. reformist welfare : تلاش برای فشار به قانون گذاران که ضوابطی در جهت بهبود حیوانات در بند بگذارند. کاری که لابی گری سازمان های حقوق حیوانات و شهروندان سازمان یافته انجام می دهند.
    ۳. direct action: کنشگری مستقیم. مثل مبارزه با شکار، بلوکه کردن و صدمه مالی به کشتارگاه ها،‌ مبارزه با ویویسکشن و آزمایش روی حیوانات و ... که گروه هایی مثل ALF و ... انجام می دهند.


    این سه تا نگرش هر کدوم کار خودشان را می کردند و هدف های خودشان رو دارند و می توانیم درباره اینکه هر کدام چقدر کارآمد هستند نظرات مختلفی داشت باشیم اما در نهایت همه معطوف به بهتر کردن وضع حیوانات هستند و بودن شان از نبودن شان بهتر است. هر کس بنا به ذائقه و سلیقه اش در یکی یا چند تا از آنها فعالیت می کنه.شما می تونید صبح به پیتا کمک کنید، عصر به وگن اوتریچ و شب کنشگر ای ال اف باشید.

    کنشگران واقعی که من دیده ام برای غر زدن به همدیگر وقت تلف نمی کنند چون کارهای مفید تری برای انجام دارند. آنها می دانند که با حمله و تخطئه همدیگر سودی به حیوانات نخواهد رسید. با این بضاعت انسانی اندکی که ما داریم توی این جنبش برای هر سه رویکرد جا به اندازه کافی هست برای همینه که نشستن و غر زدن به دیگران عموما یک گرایش غیرسازنده محسوب می شود.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Modernist نمایش پست ها
    از نظر من هیچ چیزی مقدس و مبری از نقد نیست. حتی اگه نیت خیرخواهانه‌ای مثل دلسوزی برای حیوانات پشت‌ش باشه.
    کاملا موافقم.
    اما رویکرد سیاه و سفیدی فرانسیون تبلیغ می کنه جایی برای نقد و گفتگو درباره استراتژی های مفید به حال حیوانات باقی نمی گذاره: شما یا در لشکر حق هستید یا در لشکر باطل. یا فرشته ی وگن تمام عیار هستید یا فرزند شیطان.
    این نگرش مطلق نگر مسلما برای مردمی که از یک ذهنیت ساده خیر و شری می آیند جذاب خواهد بود. اما مشکلی که داره اینه که از تشخیص طیف های خاکستری بین سیاه و سفید عاجز است. برای همین نمی تونه در ایدئولوژی خودش جایی برای تلاش در جهت رفرم برای رفاه حیوانات پیدا کنه.

    ببینیم چرا بعد از این همه تلاشی که برای حقوق حیوانات کردیم در این سال‌ها، تا اون حدی که باید و شاید نتونستیم موفق باشیم.
    کدوم همه تلاش؟‌
    اگر درباره ایران حرف می زنید از فعالیت های جسته گریخته افراد دلسوز که بگذریم من که تابه حال هیچ حرکت منسجم، مداوم و تاثیرگذاری برای بهبود وضع حیوانات اهلی در ایران ندیده ام. اگر اشتباه می کنم تصحیح کنید و بگویید کدام قوانین رفاهی به لطف این تلاش ها تصویب شده؟
    در مورد رفاه حیوانات وضع ایران از هندوستان هم بدتره.
    حتی در دنیا هم بیشتر مردم حتی هنوز معنی درستی از فلسفه وگنیسم ندارند. این ویدئو رو ببینید. حتی توی قلب نیویورک که صدها رستوران وگن داره بیشتر مردم هنوز ایده روشنی از وگنیسم ندارند.


    من قصدم از ایجاد تاپیک این بود که دیدگاه‌های پروفسور فرانسیون رو ترجمه کنم و اینجا بذارم. اگه شما مایل نیستید هیچ اشکالی نداره، می‌تونیم کات بدیم و من برگردم به صفحهٔ فیس‌بوک خودم و همونجا کارم رو ادامه بدم.
    من در این انجمن کاره ای نیستم و اگر هم بودم هیچ تمایلی به سانسور تلاش شما ندارم. هدف ما در نهایت مشترکه و در این جهت هر تلاشی ارزنده است.
    خوشبختانه اینجا یک انجمن آزاده که ادمین فهمیده و آزاداندیشی داره و از درج نظرات مختلف درباره وگنیسم استقبال می کنه و شما می توانید با خیال راحت عقاید مورد علاقه تون رو بیان کنید.


    در مورد اقدامات رفاهی، من شکی ندارم که این اقدامات برای اون حیوونا مهم بوده.
    خب این شد یک حرفی. چیزی که مایه شگفتی من بود این گفته قبلی شما بود:

    این تلاش‌ها به هیچ نتیجه‌ی قابل‌توجهی برای بهتر شدن وضع حیوانات نمی‌انجامه

    امّا یه مثالی که فرانسیون می‌زنه اینه که اگه قرار باشه یه آدم بی‌گناه در یه زندانی اعدام بشه مطمئناً اگه قبل از کشته‌شدن براش موسیقی بتهوون رو بذاریم اون با آرامش خاطر بهتری به سوی مرگ می‌ره، ولی آیا این در سرنوشت نهایی‌اش تغییری ایجاد می‌کنه؟
    فرانسیون استاد تمثیل های بلاغی این چنینی است. این رتوریک ممکنه برای جذب مخاطب و تبلیغ وگنیسم جالب باشه اما فاقد استواری متقاعد کننده است.
    رتوریک فرانسیون هرچی که باشه، اگر شما یک مرغ بودید و می توانستید که تصمیم بگیرد در کجای دنیا در مرغداری به دنیا بیایید، احتمالا ترجیح می دادید در سوئد یا سوییس که مرغ قفسی ممنوع شده زندگی کنید نه در ایران که هیچ قوانینی برای حفظ رفاه شما وجود نداره.


    اقدامات رفاهی سازمان‌هایی مثل پیتا در نهایت باعث آزادسازی حیوانات نمی‌شن. بلکه برعکس، موجب می‌شن که مردم احساس بهتری نسبت به پروسهٔ برده‌داری حیوانات پیدا کنن و به خاطر همین همچنان به مصرف محصولات حیوانی ادامه بدن. چون فکر می‌کنن تنها چیزی که مهمه اینه که با حیوانات برخورد خوبی بشه، و تا وقتی که ما در کشتارگاه‌ها با حیوانات بدرفتاری نمی‌کنیم، دیگه خودمونو بی‌نیاز می‌کنیم از اینکه به طور کلی هر نوع استفاده ازشون رو کات کنیم.
    این اساس استدلال علیه رفاه حیوانات است و برای همین ارزش بررسی دقیق داره.
    پیشفرض این استدلال اینه که:
    الان اغلب مردم به این دلیل از محصولات حیوانی استفاده می کنند که به قدر کافی احساس بدی درباره مصائب حیواناتی که می خورند ندارند.
    به عبارت دیگه:
    اگر مردم به قدر کافی درباره مصائب حیواناتی که می خورند آگاه شوند آنگاه وگن خواهند شد.

    خب می شه پرسید این نگرش چه مبنایی در واقعیت داره؟ فرانسیون برای پایه کدام داده های جهان واقع به این نتیجه رهنمون شده؟

    با نگاهی به رفتار بشر می بینیم در واقعیت، آگاهی کافی همیشه به عمل درست منجر نمیشه چون ما افراد نوع بشر موجودات عالی اخلاقی نیستیم. هیچ وقت نبوده ایم و احتمالا هیچ وقت هم نخواهیم بود.
    بسیاری از ما به سادگی نمی تونیم مدت طولانی از طعم کباب و پنیر پیتزا چشم پوشی کنیم هر چقدر هم که درباره مصائب حیوانات آگاهی داشته باشیم. شاید این حقیقت دلپذیری نباشه اما حقیقته.

    بنابراین این انتظار که روزی بیشتر مردم وگن بشوند هر چند رویای زیبایی است اما مبتنی بر یک مشاهده دقیق از رفتار بشر نیست. این فقط یک پیشگویی آخرالزمانی است و همان قدر استوار است که سایر پیشگویی های آخرالزمانی...


    این پیام غلطی‌یه که ما با اقدامات رفاهی به مردم می‌فرستیم.
    یک پیشفرض بی پایه دیگه نگرش فرانسیون:
    اگر مردم ببینید که حیوانات وضع رفاهی بهتری دارند بیشتر محصول حیوانی مصرف می کنند.
    باز میشه پرسید که مبنای این پیشفرض چیه؟ کدام آمار و ارقام پشتیبان این ادعاست؟
    اگر ادعای فرانسیون درست باشد می شود انتظار داشت که با افزایش رفاه حیوانات میزان سرانه مصرف محصولات حیوانی هم بیشتر شود (چون بنا به فرض فرانسیون، در این صورت مردم با خیال راحت تری گوشت می خورند) اما واقعیت اینه که در بیست سال اخیر در آمریکا به موازات پیشرفت در رفاه حیوانات،‌ سرانه مصرف گوشت تقریبا ثابت مانده:


    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  meatconsumptiongraph.jpg
مشاهده: 43
حجم:  36.2 کیلو بایت

    می بینید که بیشترین رشد گوشتخواری در کشورهای درحال توسعه (امثال چین و برزیل) اتفاق افتاده که اتفاقا عقب افتاده ترین کشورها در زمینه رفاهی هستند و کنشگری وگن و حساسیت درباره وضعیت حیوانات هنوز مثل غرب در آنجاها رشد نکرده.

    این هم گراف سرانه مصرف گوشت در اروپا:
    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  eu-meat.jpg
مشاهده: 3
حجم:  22.2 کیلو بایت
    می بینید که باز هم به موازات افزایش رفاه، سرانه مصرف کاهش پیدا کرده. درست خلاف ادعای فرانسیون


    در واقع در آمریکا و اروپا رشد امپراتوری خبیث مک دونالد متوقف شده و این شرکت الان همه تمرکزش رو روی بازارهای جهان در حال توسعه گذاشته. چرا؟‌ تا حدی به این خاطر که در جهان پیشرفته به لطف آگاهی های فزاینده مردمی، صنعت فست فود جاذبه سابق اش رو به طور فزاینده ای از دست می دهد.
    اما در هجوم سرمایه داران صنعت غذایی به بازارهای جهان سوم، بهبود مولف های رفاهی، فاکتوری اصلی نیست که جوان چینی و برزیلی و ایرانی رو به سوی مک دونالد سوق می دهد. قضیه پیچیده تر از این حرف هاست...

    در ایران هم تا دلتون بخواد سازمان‌های رفاه حیوانات وجود داره.
    جدی؟‌! این سازمان ها کجا هستند و چه می کنند؟‌ ممکنه یک سری رفرم هایی قانونی رو که این سازمان ها باعث شده اند ذکر کنید؟


    اینکه هر کدوم از ما هر هفته فقط یک نفر رو وگان کنیم. فقط یک نفر! خیلی هم زیاد نیست. یک نفر وگان در هفته می‌دونید یعنی چی؟ مثلاً بگیم کم کمش هر نفر در سال ۱۰۰ تا مرغ،۵۰ تا گاو، ۳۰ تا گوسفند و ۲۰ تا ماهی مصرف می‌کنه. حالا اگه ما تو این انجمن ۱۰ عضو فعال داشته باشیم که هر کدوم هفته‌ای یک نفر رو بتونه وگان کنه، یعنی جون چند حیوونو نجات دادیم؟ خودتون حساب کنید. ماشین حساب من میگه: یک سال ۵۲ هفته است، با وگان‌کردن هفته‌ای یک نفر توسط ۱۰ عضو فعال در یک سال ۵۲۰ وگان خواهیم داشت، که این ۵۲۰ وگان با مصرف نکردن محصولات حیوانی دست‌کم جون ۱۰۴,۰۰۰ حیوون رو در سال نجات می‌دن. حالا هر کدوم از اون ۵۲۰ نفر اگه سالی یک نفر رو هم وگان کنه می‌دونید یعنی جون چند حیوون در سال دوم نجات پیدا می‌کنه؟ به این می‌گن اقدام معنادار برای حیوانات!
    این «اقدام معنادار»‌ شما فعلن فقط روی ماشین حساب شما انجام شده و به نظرم به طرز فجیعی خوش خیالانه است. وقتی توانستید در عمل نه هفته ای، بلکه ماهی یک نفر رو وگن کنید آن وقت من به شما درود می فرستم. به علاوه شما کجا زندگی می کنید که هر فرد سالی ۵۰ تا گاو و ۳۰ تا گوسفند مصرف می کنه!؟‌ :)


    وقتی مسئله رو به انسان‌ها تعمیم می‌دیم چقدر چنین تفکری خنده‌دار و مضحک به نظر میاد؟ چرا وقتی به حیوونا می‌رسیم یه دفعه واقع‌گرا می‌شیم و برای کشتار «مهربانانه» و «با لطافت» حیوونا تبلیغ می‌کنیم؟ هیچ تفاوتی بین این دو نیست.
    مسئله اینه که به راحتی نمی شه مفاهیم مان درباره مصائب انسان ها رو به حیوانات تعمیم بدهیم
    درسته که انسان و حیوان هر چند هر دو درد می کشند اما قوای روانی/شناختی یکسانی ندارند ولذا تعمیم مصائب انسانی به حیوانات می تونه ما رو به نتایج واهی و مسخره ای برساند.
    مثلا رنجی که یک خوک یا گاو در اسارت می کشه با رنجی که ماندلا در اسارت می کشید فرق کیفی دارند.
    یک خوک یا گاو در اسارت از یک سری قابلیت های حیوانی خودش محروم میشه اما قابلیت های سطح بالای شناختی (مثل خلاقیت، زبان و اندیشه، کنشگری اخلاقی و ... ) قابل قیاس با انسان نداره که اصلا ازش محروم بشه. پس اسارت یک خوک یا گاو تفاوت کیفی داره با اسارت یک انسان.
    ما هیچ شواهدی نداریم که یک حیوان بتونه به آینده فکر کنه؛ مقایسه های اخلاقی انجام بده؛ به مرگ فکر کنه و همه کارهای دیگری که انسان های برده و اسیر می کنند رو انجام بده.
    یک انسان سوژه اخلاقی و عقلانی است و قابلیت های روانی و شناختی داره که حیوانات ندارند.
    بنابراین وقتی از «بردگی» حیوانات حرف می زنیم باید مراقب باشیم که اسیر تعابیر استعاری نشویم.



    شما واقعاً مدیر سایت وگان‌کایند هستید؟ شما چطور می‌تونید به عنوان مدیر یه همچین سایتی، عقاید گونه‌پرستانه رو تبلیغ کنید؟
    من تصادفا مدیر شده ام :)
    منظور شما از «گونه پرستی»‌ دقیقا چیه؟
    این انگ «گونه پرستی» یک فحش شده برای زدن توی سر مخالفان ارتودکسی آخرالزمانی نوع فرانسیون. اگر منظور شما از «گونه پرستی»‌ مخالفت با نگرش سیاه و سفید فرانسیون به دنیاست بنابراین برای من اهمیتی ندارده که بهم این انگ زده باشه.

    از نظر من،‌ خیلی از کسانی که دیگران رو به «گونه پرستی» متهم می کنند خودشان دچار انسانوارانگاری (anthropomorphism) هستند. ما نمی دانیم دقیقا در ذهن یک گاو یا خوک چی میگذره و این گرایش طبیعیه که ما که خصال خودمون رو به سایر موجودات تسری دهیم اما وقتی حیوان رو از جمیع جهات مثل انسان بدانیم از نظر من خیلی ورای حقایق شناخته شده رفته ایم. برای من وفاداری به حقیقت مهم تره تا اینکه دوستان وگن بنیادگرایم رو خوشحال کنم.

    هیچ تفاوتی بین این دو برده وجود نداره.
    نمونه ای از پیامدهای انسانوار انگاری: جدی گرفتن تعمیم استعاری «بردگی»‌ می تونه به نتایج مهملی منجر بشه که بعید می دونم کسی صادقانه بهش معتقد بشه.
    آیا شما بردگی یک انسان رو با «بردگی» یک الاغ به یک اندازه بد می بینید؟‌
    خب از نظر من این دو می توانند به یک اندازه بد نباشند. اگر از الاغ در حد تحملشون کار بگیرید و کاه و جو و طویله مناسب و رابطه اجتماعی با سایر الاغ ها براشون فراهم کنید احتمالا چندان شکایتی از زندگی شون نخواهند داشد.
    اما اگر شما یک انسان رو اسیر کنید و حتی بهترین خونه و زندگی و غذا رو براش فراهم کنید اما آزادی اش را بگیرید و مجبورش کنید کارهای شما رو انجام بده، آن وقت اون انسان فکر می کنه که چرا من باید تابع اراده دیگری باشم؟ و هر روز از خودش می پرسه چرا من باید برای موجودی که هیچ برتری شناختی یا اخلاقی بر من نداره بردگی کنم. ا
    آیا یک سگ یا الاغ هم همین سوال رو از خودش می پرسه؟‌ من جدا شک دارم که این حیوانات اصلا قابلیت ذهنی این پرسشگری رو داشته باشند. اگر از نظر شما این شک باعث میشه که من یک گونه پرست باشم، باکی از پذیرفتن این انگ ندارم.
    انسان برده هر قدر هم که رفاه اش مناسب باشه باز راضی نیست چون برای انسان خوشبختی چیزی است که در خور و خواب و خشم و شهوت حیوانی خلاصه نمی شود. برای خوشبختی نیاز به آزادی اراده هست و این میل به آزادی اراده چیزی است که به راحتی به حیوانات قابل تسری نیست.

    یک انسان و یک حیوان هر دو توانایی درد کشیدن دارن و هر دو به یه اندازه جون‌شون براشون مهمه.
    این کاملا درسته. اما انسان ها علاوه بر درد جسمی، دردهای روانی هم دارند که از توانایی شناختی/اخلاقی منحصر به فرد ما ناشی می شوند.



    یعنی واقعاً حیوونا ارزششون از یه انسان کمتره؟ پس برای چی شما همچین سایتی رو راه انداختید؟ نکنه بیشتر هدف‌تون سلامتی‌یه و هیچ ملاحظه‌ی اخلاقی‌ئی برای حیوونا ندارین؟
    برای من کشتن یک انسان بدون درد (اعدام به سبک تگزاسی) از کشتن یک گاو بدون درد تراژیک تره. اما این به این معنی نیست که من «هیچ ملاحظه اخلاقی» برای حیوانات ندارم یا طرفدار کشتن حیوان هستم. اگر این طور بود که اصلا گیاهخوار نمی شدم.

    سعی کنید قضایا رو سیاه و سفید نبینید. بین سیاه و سفید بی نهایت طیف خاکستری وجود داره.


    من هم مثل شما فقط یک کاربر هستم که نظر شخصی خودم رو بیان می کنم. مدیر اصلی و سخنگوی این انجمن baher عزیز هستند.






  13. تشکرها از این نوشته :

    baher (27-01-2015)

  14. #10
    مدیر تالار
    تاریخ عضویت
    Mar 2014
    ارسال ها
    325
    تشکر
    22
    تشکر 633 بار در 267 پست

    پیش فرض

    در مورد خز که مثال زدید که رفاه باعث کاهش مصرف اش نشده، اگر زحمت بکشید و ادامه همان مقاله ای که لینک کرده اید را بخوانید می بینید که نوشته:

    ‘This worries us a lot,’ says Mr Pietsch. ‘Cheap fur comes from other regions where there are fewer welfare standards than in Europe.

    ‘There are so many fashion imports from Asia, it’s impossible to control what is entering the EU and it’s expensive to test fur to find out what species it’s from.’

    قضیه ساده است. هر چه رفاه حیوانات بیشتر باشه قیمت محصول (از گوشت گرفته تا شیر و خز) گران تر تمام میشه و این گرانی مانعی است در مقابل کسانی که ملاحظات اخلاقی در مورد محصولات حیوانی ندارند:
    قیمت بالاتر > مصرف کمتر
    در اینجا مشکل اینه که با وجودی که ضوابط رفاهی اتحادیه اروپا این تجارت کثیف رو بسیار دشوار کرده اما سوداگران راه های فراری مثل واردات محصولات چینی پیدا کرده اند.
    و به لطف سرمایه داری بی در و پیکر که کنترل روی منشاء تولید کالا رو غیرممکن می کنه همچنان می توانند به این تجارت کثیف دامن بزنند.
    بنابراین باز می بینیم که مشکل به خاطر رفاه نیست. مشکل اینه که ضوابط رفاه همه جای دنیا به خوبی اعمال نمی شوند و سرمایه داری نئولیبرال فعلی هم جا برای همه نوع فرار از ضوابط باز می گذاره.




  15. #11
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    خُب برخلاف میلم، بحث به درازا کشید! سعی می‌کنم تلگرافی جواب بدم.

    من با شما هیچ عداوتی ندارم. فقط سعی می کنم شما متوجه یک مطلق اندیشی مخرب پشت رویکرد فرانسیون کنم.
    بسم‌الله.

    اما در نهایت همه معطوف به بهتر کردن وضع حیوانات هستند و بودن شان از نبودن شان بهتر است
    وقتی اون دو نگره دومی مانع موفقیت نگره اولی (یعنی شیفت تقاضا به سمت محصولات غیر حیوانی و خاتمه هر نوع استفاده از حیوانات؛ که باید تمرکز اصلی جنبش باشه) می‌شه، پس خیر. اون ها نبودن شون بهتر از بودن شون است. چون نه تنها خیر زیادی درشون نیست، بلکه به هدف اصلی شر هم می رسونن.

    شما می تونید صبح به پیتا کمک کنید، عصر به وگن اوتریچ و شب کنشگر ای ال اف باشید.
    این حرف شما مثل این می‌مونه که بگیم: شما صبح می‌تونید به برده‌دارهایی که برده‌هاشونو کمتر کتک می‌زنن جایزه بدین؛ عصر سخنرانی صلح‌آمیز انجام بدید که چرا برده‌داری بدون هیچ قید و شرطی اشتباهه و باید خاتمه پیدا کنه و چرا خشونت علیه برده‌ها غیراخلاقی‌یه؛ و شب خودتون به همون خشونتی که عصر برعلیه‌اش حرف زدید، مشغول بشید و به جان و مال برده‌دارها آسیب بزنید تا برده‌ها رو نجات بدید. این سه حرکت هیچ ربطی به هم ندارن به جز اینکه اولی و سومی در ادامه هم هستن و دومی با هر دو در تضاده. مثل دو خط موازی. که هیچوقت به هم نمی‌رسن.

    کنشگران واقعی که من دیده ام برای غر زدن به همدیگر وقت تلف نمی کنند چون کارهای مفید تری برای انجام دارند.
    مثلاً چه کاری؟ آتش‌زدن یک کشتارگاه؟ حمله به زنانی که لباس خز می‌پوشن در خیابون و سرشون داد زدن؟ شیطان‌سازی از شکارچی‌ها و پخش‌کردن عکس‌شون در اینترنت و گسترش حمله و تنفر نسبت به اشخاص به جای تقبیح اعمال؟

    آنها می دانند که با حمله و تخطئه همدیگر سودی به حیوانات نخواهد رسید.
    با حمله شاید، ولی با نقد خیر. وقتی به نظر ما کار شما نه تنها به خاتمه صنعت برده‌داری حیوانات کمک نمی‌کنه که ما رو از این هدف دورتر و دورتر می‌کنه، چرا سودی به حیوانات نمی‌رسه؟ از نظر من با «لغو کامل» برده‌داری سود بیشتری به حیوانات می‌رسه تا تلاش برای «راحت‌تر» و «بهتر کردن» شرایط اون. اینکه هدف شما هم مثل ما کمک به حیواناته، من در نیت شما شکی ندارم. امّا استراتژی شما رو برای رسیدن به این هدف مناسب نمی‌دونم.

    با این بضاعت انسانی اندکی که ما داریم توی این جنبش برای هر سه رویکرد جا به اندازه کافی هست
    عزیز من خودت داری میگی که... چی؟ بضاعت‌مون اندکه. و واقعاً هم همین‌طوره. پس باید برای وقت‌مون برنامه ریزی داشته باشیم. هر ثانیه از وقت و هر ریال از پولی که صرف «اقدامات رفاهی»، «کمپین‌های تک‌موضوعی»، «کنش‌های خشونت‌آمیز» و کارهای بی‌فایده دیگه که در راستای نگره ۲ و ۳ هستن، می‌شه، یک ثانیه و ریال کمتر وقت و بودجه هست که می‌تونه صرف آموزش مسالمت‌آمیز وگانیسم بشه تا ذهنیت مردم رو نسبت به دارایی‌بودن حیوانات تغییر بوده و به سمت شخصیت‌بودن اون‌ها سوق بده.

    برای همین نمی تونه در ایدئولوژی خودش جایی برای تلاش در جهت رفرم برای رفاه حیوانات پیدا کنه.
    از نظر تو فرانسیون حتماً باید با «رفاه» موافقت کنه تا بشه خاکستری و واقع‌بین؟ همین که حاضره راجع بهش در کتاب‌ها و مصاحبه‌هاش ساعت‌ها بحث و گفتگو کنه و منطق و دلایل‌ش رو برای مخالفت با این گونه اقدامات طرح کنه خودش یعنی سیاه و سفید به قضیه نگاه نکرده... و برای حرفاش دلیل و مدرک داره. تازه خیلی بهتر از رویکرد رفاهی‌ها هست که از فرانسیون یه شیطان ساختن و کوچکترین نقدی رو ازش برنمی تابن و فوری بهش انگ می‌زنن که از حیوانات متنفره و دوست داره اونا رنج بکشن. اتفاقا این منطق رفاهی‌هاست که در این حد سیاه و سفیده. حرف زیادی در دفاع از خودشون ندارن جز حمله شخصی.

    بیشتر مردم هنوز ایده روشنی از وگنیسم ندارند.
    به حرف خودت دقت کن! خودت داری می‌گی:‌ «حتی توی قلب نیویورک هم بیشتر مردم هنوز ایده روشنی از وگانسیم ندارند.» توی نیویورک که انواع و اقسام حرکات رفاهی وجود داشته. تبلیغات وگانیسم هم که حتماً بوده. حالا تبلیغات وگانیسم تا حدی تونسته عده‌ای رو به وگان شدن ترغیب کنه وگرنه صدها رستوران وگان تأسیس نمی‌شد. اما باز به قول شما «اکثریت» ایده روشنی از وگانیسم ندارن. دلیل این موضوع چی می‌تونه باشه؟ جز اینه که احتمالاً تبلیغ وگانیسم به اندازه کافی نبوده؟ البته تا حدی انجام شده ولی اون‌قدری نبوده که اکثریت رو آگاه کنه. حالا راه مطلع‌کردن اکثریت چیه؟ «افزایش تبلیغ برای وگانیسم». درسته؟ حالا چرا در قلب جهان متمدن یعنی «نیویورک» تبلیغات برای وگانیسم افزایش پیدا نمی‌کنه؟

    ۱ـ چون وقت و بودجه‌ای که باید صرف این کار بشه، صرف کارهای دیگه‌ای مثل «رفاه» و «کمپین‌های تک‌موضوعی» می‌شه.
    ۲ـ چون همین اقدامات متفرقه بیشتر مانع وگان‌شدن مردم می‌شه و همون خرده زحماتی هم که در راستای «تبلیغ وگانیسم» انجام می‌گیره رو تا حد زیادی بی‌اثر می‌کنه. چرا؟

    الف) چون «رفاه» به مردم آرامش خاطر می‌ده که اگه محصولاتِ با سیستم رفاهی بالاتر رو بخرن وظیفه اخلاقی خودشونو انجام دادن و لازم نیست هیچ‌وقت وگان بشن.
    ب) چون «کمپین‌های تک‌موضوعی» گیج‌شون می‌کنه و باز بهشون تصور اینو می‌ده که اگه برای کمپین علیه «خز» پول واریز کنن پس یعنی وظیفه‌شونو انجام دادن و حیوانات رو دوست دارن و می‌تونن باز به مصرف محصولات حیوانی ادامه بدن.
    پ) درمورد اینکه چرا «کنش‌های خشونت‌آمیز» (گروه‌هایی مثل ALF) تبلیغات وگانیسم رو خنثی می‌کنه، فکر می‌کنم واضح باشه. چون اگه حتا یک درصد احتمال وگان‌شدن یک عده‌ای وجود داشته باشه اون افراد با دیدن یه همچین حرکات خشونت‌آمیزی یک بهانه دیگر پیدا می‌کنن که به ما برچسب افراطی بزنن و دوباره به مصرف محصولات حیوانی ادامه بدن چون به نظرشون طرفداران حقوق حیوانات یک مشت هیپی تروریست افراطی بیشتر نیستن.

    اگر شما یک مرغ بودید و می توانستید که تصمیم بگیرد در کجای دنیا در مرغداری به دنیا بیایید، احتمالا ترجیح می دادید در سوئد یا سوییس که مرغ قفسی ممنوع شده زندگی کنید
    اگر... می‌توانستید تصمیم بگیرید... احتمالا...
    اگر شما یک برده بودید... و می‌توانستید تصمیم بگیرید در چه کشوری بردگی کنید... احتمالا ترجیح می‌دادید در کشوری بردگی کنید که برده‌ها را به جای روزی ۱۰ بار، روزی ۹ بار شلاق می‌زنند.
    چه تفاوت بزرگی!

    بسیاری از ما به سادگی نمی تونیم مدت طولانی از طعم کباب و پنیر پیتزا چشم پوشی کنیم هر چقدر هم که درباره مصائب حیوانات آگاهی داشته باشیم. شاید این حقیقت دلپذیری نباشه اما حقیقته.
    من هم قبل از اینکه وگان بشم هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم که روزی بتونم از طعم کباب و پنیر پیتزا چشم‌پوشی کنم... به‌خصوص بستنی! امّا هر چقدر بیشتر «آموزش» دیدم، بیشتر به این پی بردم که لذتی که چند ثانیه بیشتر در دهان ما دوام نمی‌آورد ارزش زجری که چندین سال بر یک حیوان متحمل می‌کنند تا ما آن چند ثانیه لذت را ببریم ندارد. پس با «آموزش» و تنها «آموزش» می‌شود این جرقه را در ذهن مردم زد. ما هنوز یک قدم هم در این مسیر بر نداشتیم.

    بنابراین این انتظار که روزی بیشتر مردم وگن بشوند هر چند رویای زیبایی است اما مبتنی بر یک مشاهده دقیق از رفتار بشر نیست
    بله تا وقتی طرز فکرمون این چنین ناامیدانه باشه، بیشتر که خوبه، کمتر مردم هم وگان نمی‌شن.

    در بیست سال اخیر در آمریکا به موازات پیشرفت در رفاه حیوانات،‌ سرانه مصرف گوشت تقریبا ثابت مانده
    چه موفقیت بزرگی! با وجود این همه آدم که به سمت وگانیسم رفتن همچنان مصرف گوشت ثابت مونده. یعنی اگه اونایی که دیگه گوشت مصرف نمی‌کنن چون وگان شدن رو از آمار بذاریم کنار، برای اینکه آمار کلی تقریبا ثابت بمونه، باید مصرف گوشت سایر افراد افزایش هم یافته باشه. درسته؟ چه جالب!

    می بینید که بیشترین رشد گوشتخواری در کشورهای درحال توسعه (امثال چین و برزیل) اتفاق افتاده که اتفاقا عقب افتاده ترین کشورها در زمینه رفاهی هستند
    درمورد چین قبول دارم ولی برزیل؟

    Brazil has been concerned for animal welfare since 1934, when animal protection measures were brought in by Decree number 24,645—in which principles of respect for animals were already observed

    می بینید که باز هم به موازات افزایش رفاه، سرانه مصرف کاهش پیدا کرده. درست خلاف ادعای فرانسیون
    آیا محصولات جانک فود که از فرآورده‌های گوشتی به دست میان مثل سوسیس و کالباس هم در این آمار لحاظ شده؟ من فکر می‌کنم اگر در اروپا مصرف گوشت خالص کم شده به خاطر اقدامات رفاهی و آگاه سازی ناشی از اون ها نیست. بلکه صرفا مصرف کننده ها به جانک فودها، مواد لبنی، ماهی (بعید می‌دونم مصرف ماهی در این آمار لحاظ شده باشه) و غیره روی آوردند.

    امپراتوری خبیث مک دونالد
    من نمی فهمم چرا ما از مک دونالد یا کی اف سی یا شرکت‌های دیگه غول خبیث می‌سازیم؟ اونا صرفاً دنبال کسب درآمد هستن و دارن به تقاضای مردم پاسخ می دن. اگه مردم از فردا به جای گوشت تقاضای موز بکنن، مک دونالد می ره تو کار فروش موز!

    صنعت فست فود جاذبه سابق اش رو به طور فزاینده ای از دست می دهد.
    شوخی می‌فرمایید دیگه؟ صنعت فست فود جاذبه اش رو از دست داده؟ ما که هر طرف نگاه می‌کنیم مردم در حال خوردن فست فود هستن!حتا وگان‌ها! دیگه کسی غذای کلاسیک نمی‌خوره!

    جدی؟‌! این سازمان ها کجا هستند و چه می کنند؟‌ ممکنه یک سری رفرم هایی قانونی رو که این سازمان ها باعث شده اند ذکر کنید؟
    سازمان‌های حمایت از حیوانات که در ایران هم وجود دارن. حالا ممکنه به اندازه پیتا رادیکال نباشن (نه اینکه به نظرم پیتا خیلی رادیکال هست!) ولی وجود دارن همچین سازمان هایی.

    این «اقدام معنادار»‌ شما فعلن فقط روی ماشین حساب شما انجام شده و به نظرم به طرز فجیعی خوش خیالانه است. وقتی توانستید در عمل نه هفته ای، بلکه ماهی یک نفر رو وگن کنید آن وقت من به شما درود می فرستم.
    بله وقتی ما فکر کنیم همچین کاری شدنی نیست هیچوقت هم موفق نمی‌شیم. باید خودمونو تبدیل به آموزگارهای قوی وگانیسم بکنیم تا به راحتی بتونیم پاسخ تمام شبهه‌های مردم رو بدیم. وقتی شبهه‌هاشون رفع بشه و ابرهای شک کنار بره، آدم‌های زیادی هستن که نور خورشید وگانیسم بر آن‌ها خواهید تابید!

    به علاوه شما کجا زندگی می کنید که هر فرد سالی ۵۰ تا گاو و ۳۰ تا گوسفند مصرف می کنه!؟‌ :)
    تقصیر منه که به آمار پیتا اعتماد می‌کنم! http://www.peta.org/blog/vegans-save-185-animals-year/
    حق با شماست آمار دقیق احتمالاً کمتر از این هاست. البته ما هیچ‌وقت حیواناتی که برای مصرف لبنیات ما شکنجه و کشته می‌شن رو در نظر نمی‌گیریم.

    ما هیچ شواهدی نداریم که یک حیوان بتونه به آینده فکر کنه؛ مقایسه های اخلاقی انجام بده؛ به مرگ فکر کنه و همه کارهای دیگری که انسان های برده و اسیر می کنند رو انجام بده.
    شما تا حالا سگ داشتین؟ من یک سگ سراغ دارم که صاحب‌ش اینو هر روز سر یه ساعتی می‌بره پارک. بعد اگه یه روز صاحب‌ش یادش بره، این سگه میره کلید خونه رو با دهان‌ش برمی‌داره و به صاحب‌ش نشون می‌ده که یعنی بیا بریم! اگر سگ‌ها توانایی تفکر نسبت به آینده رو ندارن، این به نظر شما چه توجیهی می‌تونه داشته باشه؟
    بلکه حیوانات از ارتباط سمبولیک (یا همون زبان) استفاده نمی‌کنن امّا شواهد زیادی وجود داره که قدرت تفکر اون‌ها اگر در حد یک کودک خردسال نباشه، از اون کمتر هم نیست.

    ما نمی دانیم دقیقا در ذهن یک گاو یا خوک چی میگذره و این گرایش طبیعیه که ما که خصال خودمون رو به سایر موجودات تسری دهیم اما وقتی حیوان رو از جمیع جهات مثل انسان بدانیم از نظر من خیلی ورای حقایق شناخته شده رفته ایم.
    من نمی‌دانم در ذهن شما هم چی می‌گذره پس آیا این موضوع دلیل می‌شه که من قدرت فکری شما رو دست پایین فرض کنم؟ ما از ذهن هیچ‌کس جز خودمان خبر نداریم، امّا شواهد و قرائنی در رفتار موجودات دیگر می‌بینیم که به ما اثبات می‌کنن چقدر توانمندی ذهنی دارند. حیوانات هم قدرت تفکر دارند. هم از گذشته آگاهند و هم به آینده می‌نگرند. من هیچ‌وقت نگفتم آن‌ها مثل ما فکر می‌کنند چون تفکر ما با نیرویی به نام «زبان» گره خورده و ما با استفاده از کلمات فکر می‌کنیم و این باعث دقیق‌تر و قوی‌تر شدن تفکر ما شده. امّا تمام چیزی که حیوانات برای اینکه بتونن به اندازه ما درد بکشن و میل به درد نکشیدن داشته باشن، هوشیار بودن نسبی اون هاست. (Subjective Awareness یا Sentience) و مسلماً شما نمی‌دونید در ذهن یک حیوان چه می‌گذره. وقتی چیزی به اسم مغز داره چطور می‌شه گفت که حیوان زجر روحی و روانی نمی‌کشه و صرفاً زجر فیزیکی می‌کشه؟ یک گاو ماده وقتی بچه شو ازش جدا می‌کنن روانش آسیب نمی‌بینه؟ وقتی کتک‌ش می‌زنن و ازش کار می‌کشن شکنجه روحی نمی‌شه؟

    اگر از الاغ در حد تحملشون کار بگیرید و کاه و جو و طویله مناسب و رابطه اجتماعی با سایر الاغ ها براشون فراهم کنید احتمالا چندان شکایتی از زندگی شون نخواهند داشد.
    این دیدگاه شماست مطمئنم اگه برداشت اون الاغ رو بپرسیم نظرش با شما متفاوت خواهد بود!

    اگر از نظر شما این شک باعث میشه که من یک گونه پرست باشم، باکی از پذیرفتن این انگ ندارم.
    این شک باعث نمی‌شه شما گونه پرست باشید، امّا خود این شک ریشه در تفکرات گونه‌پرستانه داره. و از تفکر برتر دونستن گونه انسان‌ها بر سایر گونه‌های نا انسان ریشه می‌گیره.

    برای انسان خوشبختی چیزی است که در خور و خواب و خشم و شهوت حیوانی خلاصه نمی شود. برای خوشبختی نیاز به آزادی اراده هست و این میل به آزادی اراده چیزی است که به راحتی به حیوانات قابل تسری نیست.
    چرا؟ دقیقاً چرا قابل تسری نیست؟ حیوانات چه رفتاری نشون دادن که شما نتیجه گرفتید میل به آزادی اراده درشون وجود نداره؟

    این کاملا درسته. اما انسان ها علاوه بر درد جسمی، دردهای روانی هم دارند که از توانایی شناختی/اخلاقی منحصر به فرد ما ناشی می شوند.
    در این تفکر گونه پرستی موج می‌زنه. ما هم یک حیوان هستیم. حیوانات هم مثل ما مغز دارند. داشتن مغز تنها چیزی‌یه که یک موجود برای داشتن توانایی شناختی / اخلاقی بهش نیاز داره.

    برای من کشتن یک انسان بدون درد (اعدام به سبک تگزاسی) از کشتن یک گاو بدون درد تراژیک تره.
    خب این نظر توئه مطمئناً اون گاو نظر متفاوتی با تو خواهد داشت.

    سعی کنید قضایا رو سیاه و سفید نبینید. بین سیاه و سفید بی نهایت طیف خاکستری وجود داره.
    من سیاه و سفید نمی‌بینم. قاطعیت و محکم‌بودن به مفهوم سیاه و سفید دیدن نیست.

    در اینجا مشکل اینه که با وجودی که ضوابط رفاهی اتحادیه اروپا این تجارت کثیف رو بسیار دشوار کرده اما سوداگران راه های فراری مثل واردات محصولات چینی پیدا کرده اند
    حرف فرانسیون هم همینه. شما تا وقتی توافق «تجارت آزاد بین‌المللی» رو دارید، می‌تونید هر چقدر دلتون خواست گوشت‌های «خوشحال» یا تخم‌مرغ‌های «قفس‌آزاد» تولید کنید، مردمی که ملاحظات اخلاقی برای حیوانات ندارن حاضر نمیشن برای این کالاها یک قرون پول بیشتر پرداخت کنن، پس همچنان تقاضای گوشت عادی و تخم مرغ قفسی که ارزون‌تره رو خواهند کرد. و تا وقتی این تقاضا وجود داشته باشه، حتا با وجود قانون‌گذاری‌های شما، چون «تجارت آزاد» کاری به ملاحظات اخلاقی شما نداره و آزاده هر کالایی رو به کشور شما وارد کنه، پس مردم می‌رن از اون واردکننده خارجی گوشت و تخم مرغ شونو تهیه می‌کنن. پس درواقع این همه قانون‌گذاری هیچ کمکی به طرح شما نکرده چون همچنان تقاضا برای محصولات از دیدگاه شما با cruelty بیشتر وجود داره. هر چند به نظر من تفاوت cruelty محصولات «خوشحال» با محصولات دیگه، تفاوت بین کتک‌زدن یه برده ۹ بار در روز به جای ۱۰ بار در روزه! یعنی از بی‌فایده هم بی‌فایده تره!


    ویرایش توسط Modernist : 31-01-2015 در ساعت 13:54

  16. #12
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    منطقی‌یه!




    ــــــــ

    nature lover !



    ــــــــ

    توطئه خانوادگی!





    ویرایش توسط Modernist : 31-01-2015 در ساعت 21:31

  17. تشکرها از این نوشته :

    baher (31-01-2015)

 

 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

اکنون 1 کاربر در حال مطالعه مبحث هستند (0 عضو و 1 مهمان)

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
ساعت 21:37 بر حسب GMT +3.5 می باشد. Powered by: vBulletin Version 4.2.1 vBFarsi Language Pack Version 4.2
Forum Modifications By Marco Mamdouh مطالب درج شده توسط کاربران بیانگر نظر شخصی آنها بوده و ممکن است همسو با اهداف و دیدگاه های مدیریت سایت نباشد. تمامی مطالب و مقالات ارائه شده فقط جنبه اطلاع رسانی دارند.