مهمان گرامی خوش آمدید، جهت عضویت در سایت و دسترسی به کلیه امکانات آن لطفاً کلیک کنید
درد ودل های گیاهخوارانه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 از مجموع 9
Like Tree7Likes
  • 1 Post By tooka
  • 1 Post By Modernist
  • 1 Post By tooka
  • 1 Post By Modernist
  • 1 Post By tooka
  • 1 Post By Modernist
  • 1 Post By tooka

موضوع: درد ودل های گیاهخوارانه

  1. #1
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    اصفهان
    ارسال ها
    139
    تشکر
    50
    تشکر 69 بار در 49 پست

    پیش فرض درد ودل های گیاهخوارانه

    دوستان ای کاش میشد دراین انجمن یک روانشناس گیاهخوارهم داشتیم که هر وقت دلمون از این جنایاتی که برسر این حیوانات بی گناه میاید ومجبور به سکوت هستیم کسی باشه دلداریمون بده.نظرتون چیه؟


  2. #2
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    امیدوارم یه روانشناس حرفه‌ای هم تو جمع‌مون باشه که کمک کنه، ولی خودِ من هم به روانشناسی خیلی علاقه دارم و یه ذره دارم سعی می‌کنم درموردش بیشتر یاد بگیرم و موفق هم شدم ... کمکی از دست من برمیاد؟


  3. #3
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    اصفهان
    ارسال ها
    139
    تشکر
    50
    تشکر 69 بار در 49 پست

    پیش فرض

    من در ارتباط با دیگران مشکل دارم بطور مثال وقتی درفامیل واشنایان کسی حرف ازگوشت وجگر ومرغ و..میزنه همان لحظه یک احساس تنفر نسبت به آن شخص پیدامی کنم البته سعی میکنم به این جنبه نفرت انگیز آن شخص توجه نکنم تا بتوانم با آنها ارتباط داشته باشم ولی باز باعث رنجشم میشود. با کسانی هم که درفامیل اهل شکار وماهی گیری هستند دوست ندارم رفت وامد کنم.نمیدونم همه وگان ها اینجورین؟

    Modernist likes this.

  4. #4
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط tooka نمایش پست ها
    من در ارتباط با دیگران مشکل دارم بطور مثال وقتی درفامیل واشنایان کسی حرف ازگوشت وجگر ومرغ و..میزنه همان لحظه یک احساس تنفر نسبت به آن شخص پیدامی کنم البته سعی میکنم به این جنبه نفرت انگیز آن شخص توجه نکنم تا بتوانم با آنها ارتباط داشته باشم ولی باز باعث رنجشم میشود. با کسانی هم که درفامیل اهل شکار وماهی گیری هستند دوست ندارم رفت وامد کنم.نمیدونم همه وگان ها اینجورین؟
    منم تقریبا یک همچین حس‌هایی رو داشتم ولی در طول زمان دیدم که واقعا منطقی نیست از اونا شاکی باشم و برنجم، چون اونا چشمای منو ندارن و اون چیزایی که من دیدم و خوندم و بهش رسیدم رو ندیدن و نخوندن و بهش نرسیدن... پس کاراشون بر اساس همون قضیه قابل توجیهه.

    شما می‌گید احساس تنفر نسبت به شخص پیدا می‌کنید ... طبق یکی از کتابایی که من خوندم این اصلا یک احساس نیست. ما ممکنه احساس خشم یا عصبانیت یا رنجش بهمون دست بده ولی احساس تنفر نسبت به آدمای دیگه یک احساس نیست. احساس‌مون درواقع خشم از دستِ یک واکنش خاص از اوناست، نه نفرت از تمام وجودشون. میدونید؟

    به هر حال چه میشه کرد... تا بوده همین بوده و تا هست همین است. بعضی آدما هر چقدر هم شما براشون توضیح بدید نظرشون تغییر نمیکنه و وگان نمیشن. حالا به هر دلیلی ... این دلیل نمیشه که آدمای بدی باشن یا سنگدل... فقط قضیه رو اونجوری که من و شما می‌بینیم نمی‌بینن. براشون حیوونا جزو جامعه‌ی اخلاقی نیستن... یا اسکیزوفرنی اخلاقی دارن و بعضی حیوونا رو دوست دارن و بعضی‌های دیگه رو می‌کشن و می‌خورن... شما سعی کنید بهشون آموزش بدید که چرا این فرقی که بین حیوونایی که دوست‌شون دارن و حیوونایی که کارد و جنگالشونو درشون فرو می کنن بی‌اساسه. بقیه اش دیگه دست شما نیست. ما نمیتونیم از بقیه انتظار داشته باشیم که تغییر کنن. حداکثر میتونیم امیدوار باشیم که خودشون تصمیم درست رو بگیرن ...

    tooka likes this.

  5. تشکرها از این نوشته :

    tooka (18-05-2015)

  6. #5
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    اصفهان
    ارسال ها
    139
    تشکر
    50
    تشکر 69 بار در 49 پست

    پیش فرض

    برادرمن درخانه حیوانات زیادی نگهداری میکنه ولی من همیشه بادیدن این حیوانات دلم ریش ریش میشه باخودم میگم آخه این چه نگهداری؟ عقاب تو قفس! دلم میخواست میتونستم یک کاری برای این حیوانات انجام بدهم.خودم هم دوتا طوطی دارم ولی همچی براشون تهیه کردم آنها درخانه آزادند حتی درخت بزرگی هم براشون خریدم که احساس خوبی داشته باشند.اوایل سراین موضوع ها با همه خیلی بحث میکردم اما دیدم فقط خودمراخسته میکنم وحالا فقط سکوت میکنم دربحث هاشون هم که درمورد مزایای خوردن گوشت وجگر( فلان دکتر گفته خوبه )شرکت نمیکنم. به نظر شما این سکوت کار درستیه؟

    Modernist likes this.

  7. #6
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط tooka نمایش پست ها
    برادرمن درخانه حیوانات زیادی نگهداری میکنه ولی من همیشه بادیدن این حیوانات دلم ریش ریش میشه باخودم میگم آخه این چه نگهداری؟ عقاب تو قفس! دلم میخواست میتونستم یک کاری برای این حیوانات انجام بدهم.خودم هم دوتا طوطی دارم ولی همچی براشون تهیه کردم آنها درخانه آزادند حتی درخت بزرگی هم براشون خریدم که احساس خوبی داشته باشند.اوایل سراین موضوع ها با همه خیلی بحث میکردم اما دیدم فقط خودمراخسته میکنم وحالا فقط سکوت میکنم دربحث هاشون هم که درمورد مزایای خوردن گوشت وجگر( فلان دکتر گفته خوبه )شرکت نمیکنم. به نظر شما این سکوت کار درستیه؟
    نه تنها کار درستیه از نظر من، بلکه سالم‌ترین و بهترین پاسخی که شما می‌تونید بدید همین سکوته! سکوت سرشار از ناگفته‌هاست... خود من هم اگه ببینم کسی از اعضای فامیل یا خانواده داره راجع به مزایای گوشت و شیر صحبت می‌کنه، فقط لبخند می‌زنم و هیچی نمیگم! اونا خودشون وقتی سکوتِ تو رو ببینن، میفهمن که قضیه از چه قراره! و بعد از مدتی، خودشون میان نظر تو رو می‌پرسن... و خب تو هم اگه اطلاعات دقیق درمورد تغذیه داشته باشی میتونی با صحبت دقیق و علمی شوکه‌شون کنی! ولی هیچوقت وقتی نظر منو نخوان من چیزی نمیگم. حتی برادر شما هم که به نظرتون نحوه‌ی نگهداریش از حیوانات همدم باب میل شما نیست، حق داره هر جوری دوست داره با برده‌هاش برخورد کنه! حیوانات برده‌های ما هستن... ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که حیوانات، اشخاصی مثل ما صاحب شأنِ ذاتی نیستن، بلکه کالاهایِ اقتصادی هستن که شأن‌شون بستگی داره به شأنی که صاحب اون کالا و ملک بهشون اهدا کنه... همه‌چیز بسته به صاحبِ برده است. پس ببینید یادمون باشه که در چه دنیایی داریم زندگی می‌کنیم. آیا به نظر من عادلانه است؟ معلومه که نیست. ولی اگه ما میخواهیم یک روزی به عدالت برای حیوانات برسیم،‌اتفاقا باید از الآن یاد بگیریم که چطور این بهره‌کشی‌هایی که در ۹۹٪ دنیای اطرافمون فراگیر و گسترده هست رو ببینیم و تحمل کنیم و عصبانی نشیم. باید تحمل کنیم، چون حقیقته. ولی سکوت نمیکنیم. به جاش اعتراض هم میکنیم. ولی به جاش. تو خونه‌ی یک آدم که می‌ریم جاش نیست. سر میز شام جاش نیست. اینا یک سری چیزا هست که هیچ ربطی به حقوق حیوانات نداره، فقط بحثِ «هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد» هست.

    tooka likes this.

  8. تشکرها از این نوشته :

    tooka (18-05-2015)

  9. #7
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    اصفهان
    ارسال ها
    139
    تشکر
    50
    تشکر 69 بار در 49 پست

    پیش فرض

    یک نکته دیگه ای که هست اینکه من احساس میکنم که آدم برون گرایی بودم ولی حالادرونگرا شده ام.در این مورد چی میگین؟ می دونم خستتون کردم.

    Modernist likes this.

  10. #8
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    May 2014
    ارسال ها
    92
    تشکر
    17
    تشکر 53 بار در 32 پست

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط tooka نمایش پست ها
    یک نکته دیگه ای که هست اینکه من احساس میکنم که آدم برون گرایی بودم ولی حالادرونگرا شده ام.در این مورد چی میگین؟ می دونم خستتون کردم.
    نه بابا مگه کسی دنبالمون کرده؟ فوقش الآن اگه خسته شده باشم، میرم استراحت میکنم، دوباره شب میام جواب میدم، یا فردا صبح میام جواب میدم ... خستگی توی محیط فرومی معنی نداره که! حداقل برای من ! پس نگران نباشید!

    درمورد اینکه درونگرا شدید، من فکر می‌کنم به خاطر همون حسِ عذابی که بهتون دست میده از دیدنِ رنجِ حیوانات هستش .. چون احساس می‌کنید اگه حسِ خودتون رو بیان کنید ممکنه مورد قضاوت قرار بگیرید یا برای دیگران خوشآیند نباشه. و این باعث میشه رنج‌ها رو تو خودتون بریزید. و این بهتون این تصور رو داده که درونگرا شدید. ولی درواقع آدما برونگرایی یا درونگرایی تو ذات‌شون هست و اگه از بچگی شخصیت برون‌گرایی داشته باشن هیچوقت تغییر نمی‌کنه این ویژگی. شاید یک مدت دچار افسردگی بشن و بریزن تو خودشون... ولی هر کسی کو دور ماند از اصل خویش... باز جوید روزگار وصل خویش! بالاخره با خودشون به تعادل میرسن و برمیگردن به همون شخصیت برون‌گرای قبلی. پیشنهاد من بهتون اینه که شما که همسرتون رو دارید، حداقل ایشون که با عقاید شما مشکلی نداره، پس تا می‌تونید با همدیگه همدلی کنید و به نیازهای همدیگه گوش بدید. یه آدمی مثل من همون همسر یا پارتنر رو هم نداره که بخواد به درداش گوش بده، باز شما خدا رو شکر یک نفر دیگه رو هم دارید. من باید خودم هی به خودم دلداری بدم، حساب کنید چقدر سخت تره! شما همسرتون رو دارید. خودتون رو هم دارید. به همدیگه وبه خودتون دلداری بدید. بگید همه‌ی اینا رفع میشه، همه‌ی این حس‌ها طبیعی‌یه و اوکی. هیچ اشکالی درش نیست... هیچوقت نذارید احساسات و نیازهاتون سرکوب بشن... بذارید در جای مناسب خودشون شنیده بشن. حالا اون موقع دیگه وقتی به دیگران یا برادرتون می‌رسید تمام نیازهاتون رو قبلا باهاش همدلی کردین یا همسرتون همدلی کرده... دیگه با برادرتون می‌تونید فقط به عنوان یک برادر نزدیک باشید و مثل قدیما با هم از وجود همدیگه لذت ببرید. بدونِ قضاوت و اذیت شدن هیچکدومتون...

    tooka likes this.

  11. #9
    عضو فعال
    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    محل سکونت
    اصفهان
    ارسال ها
    139
    تشکر
    50
    تشکر 69 بار در 49 پست

    پیش فرض

    آره خوب راست میگین همسرم همیشه درهمه بحث ها طرفداروحامی من بوده وما درهمه زمینه ها با هم هماهنگیم حالا هم هردومون روند سکوت راپیش گرفتیم حتی زمانیکه گیاهخوار شدیم همسرم اصرار داشت وگان بشیم ومن از این موضوع خوشحالم. ارزومیکنم شما هم با این تفکر بلندی که دارین همسری مثل خودتون گیرتون بیاید( البته همسر وگان پیدا کردن هم سخته ولی اگه خدا بخواهد میشه ). ومن براتون آرزوی موفقیت دارم.

    Modernist likes this.

 

 

اطلاعات موضوع

Users Browsing this Thread

اکنون 1 کاربر در حال مطالعه مبحث هستند (0 عضو و 1 مهمان)

بوک مارک ها

بوک مارک ها

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
ساعت 21:51 بر حسب GMT +3.5 می باشد. Powered by: vBulletin Version 4.2.1 vBFarsi Language Pack Version 4.2
Forum Modifications By Marco Mamdouh مطالب درج شده توسط کاربران بیانگر نظر شخصی آنها بوده و ممکن است همسو با اهداف و دیدگاه های مدیریت سایت نباشد. تمامی مطالب و مقالات ارائه شده فقط جنبه اطلاع رسانی دارند.